تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
كه سعيد جبير روايت كرده كه اول در صحيفه مىنويسند كه عمر فلان بنده چند است و بعد از آن هر روزى و ماهى و سالى كه ميگذرد در زير آن ثبت ميكنند كه روزى گذشته و ماهى و سالى گذشت * ( إِنَّ ذلِكَ ) * بدرستى كه تقدير طول و قصر عمر * ( عَلَى اللَّه يَسِيرٌ ) * بر خداى آسان است اين اشارتست بحفظ زمان و زياده و نقصان بعد از آن بيان قدرة خود ميفرمايد بقوله * ( وَما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ ) * و برابر نيستند دو دريا * ( هذا عَذْبٌ فُراتٌ ) * آن آب شيرين خوشمزه * ( سائِغٌ ) * شرابه خوشگوار و آسان فرو رونده به حلق آشامنده آن * ( وَهذا ) * و آن ديگر * ( مِلْحٌ أُجاجٌ ) * آب شور بغايت تلخ نزد بعضى اين ضرب المثل مؤمن و كافر است كه مساوات ميان ايشان صورت نبندد چه يكى از حلاوات ايمان عين عذب عرفانست و ديگرى از مرارت كفر و عصيان بحر اجاج كفر و طغيان بعد از آن بر سبيل استطراد در صفة بحرين و آنچه در آنها است از انواع نعم ميفرمايد كه * ( وَمِنْ كُلٍّ ) * و از هر يك از اين دو دريا * ( تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا ) * ميخوريد گوشتى تازه يعنى ماهى * ( وَتَسْتَخْرِجُونَ ) * و بيرون ميآريد از آنها * ( حِلْيَةً ) * زيور و پيرايهء از لؤلؤ و مرجان * ( تَلْبَسُونَها ) * كه ميپوشيد آن را يعنى زنان شما * ( وَتَرَى الْفُلْكَ ) * و ميبينى كشتيها را * ( فِيه ) * در هر يك از اين دو دريا * ( مَواخِرَ ) * در حالتى كه بشدت جريان ميشكافند آب دريا را * ( لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه ) * تا طلب كنيد از بخشش حقتعالى يعنى روزى بطريق تجارت * ( وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * و تا شايد كه شما شكر كنيد بر چنين نعمتى بدانكه مواخر جمع ماخر است بمعنى شاق ماخوذ از مخر يعنى شق پس مواخر بمعنى شواق باشد و حرف رجا مستعار است بمعنى اراده كانه قيل لتبتغوا و لتشكروا و مزية تفضيل و تبيين اين آيه در سورة النحل مذكور شده و در انوار آورده كه تواند بود كه و من كل تاكلون تا اخر از تماميت تمثيل كافر و مؤمن باشد و معنى اينكه اين هر دو دريا با آنكه مشاركند در بعضى فوايد مساوى نيستند در آنچه مقصود بالذاتست كه آن آبست و در آنكه مخالط احدهما مىشود چيزى كه مفسد و مغيران مىشود از كمال فطرت آن همچنين مؤمن و كافر مساوى نيستند و اگر چه در بعضى صفات مشاركند كه آن شجاعت است و سخاوت بجهة اختلاف ايشان در آنچه خاصيت عظيم است و بقاى احدهما بر فطرت اصلى و در كشاف نيز آورده كه آيه متحمل غير استطراد است و آن تشبيه جنس مؤمن و كافر است ببحرين و تفضيل بحر اجاج بر كافر در مشاركتان بعذب در منافع كه آن سمك است و لؤلؤ و مرجان و جرى فلك در آن و كافر خاليست از نفع پس اين