تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
محذوفست و تقدير اينست كه الذين يمكرون المكرات السيئات چنان كه به اين مفسر شد و نمىتواند بود كه مفعول يمكرون باشد زيرا كه مكر فعل غير متعدى است و نميگويند مكر فلان عملا و بعد از بيان حال اهل ايمان و كفر باز عود بدلايل توحيد كرده ميفرمايد كه * ( وَاللَّه خَلَقَكُمْ ) * و خداى تعالى آفريد شما را يعنى پدر شما را * ( مِنْ تُرابٍ ) * از خاك و اسناد اين بذريه بجهة آنست كه منشأ ايشان از اوست فكان كه از خاك مخلوق شده‌اند و ياد آنكه مراد ذرية باشد باعتبار آنكه تراب منشأ بناتست و بنات منشأ نطفه * ( ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ) * پس از آن آفريد شما را از نطفهء كه منى است * ( ثُمَّ جَعَلَكُمْ ) * بعد از آن گردانيد شما را * ( أَزْواجاً ) * صنفهاى متنوعه با ذكور و اناث تا بهم مزاوجه كنيد كقوله او يزوجهم ذكرانا و اناثا و مؤيد اينست كه ميفرمايد * ( وَما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى ) * و باز نه گيرد هيچ زن فرزندى را * ( وَلا تَضَعُ ) * و ننهد آنچه در شكم او است يعنى نزايد * ( إِلَّا بِعِلْمِه ) * مگر بدانش حقتعالى چه هر يك از حمل و وضع و مدت زمان معلوم و مقدريست اين در موضع حال است و تقدير اينست كه الا معلومة له * ( وَما يُعَمَّرُ ) * و زندگى داده نشود * ( مِنْ مُعَمَّرٍ ) * هيچ دراز عمرى يعنى هيچكس به حد پيرى نرسد تسميهء آن به معمر باعتبار ما يئولست * ( وَلا يُنْقَصُ ) * و كم كرده نشود * ( مِنْ عُمُرِه ) * از عمر معمر ديگر به اين معنى كه بعمر معمر اول نرسد و از قتاده مرويست كه هر كه به شصت سال رسيد معمر است و منقوص آنكه قبل از رسيدن به شصت سال فوت شود مراد آنست كه زياده و نقص عمر نيست * ( إِلَّا فِي كِتابٍ ) * مگر در لوح محفوظ يا در صحيفهء ايشان يعنى درازى و كوتاهى زندگانى در او مقرر و مقدر شده يا در علم خداست طول و نقص عمرها و ميتواند بود كه ضمير راجع بمنقوص العمر باشد و اگر چه مرجع آن نگذشته بجهة دلالة مقابله بر آن يعنى ناقص نشود از عمر كسى كه كم كرده شود عمر او و يا آنكه راجع بعمر باشد بر طريق تسامح بجهة اعتماد بر فهم سامع و عدم التباس بر او بجهة احالهء طول و قصر در مدت عمر واحد كقولهم لا يثيب اللَّه عبد او لا يعاقبه الا به حق و گويند زياده و نقصان در عمر واحد است باعتبار اسباب مختلفه كه ثابت شد در لوح مثل آنكه اگر زيد حج كند عمر او شصت سال باشد و اگر نه چهل و از اينجا است كه رسول ( ص ) فرموده كه ان الصدقه و صلة الرحم يعمران الديار و يزيدان فى اعمار صدقه و صله رحم سراها را ابادان كند و بر عمرها بيفزايد پس معنى آيه آنست كه لا تطول عمر انسان و لا يقصر الا فى كتاب مبين و گويند مراد بنقصان هر مدتيست كه از عمر بنده ميگذرد و از زمان اجل او كم مىشود چه در صحيفه عمر هر بنده يوما فيوما نوشته مىشود چنان