تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
بر ايشان و بجهة آن مستحق حمد است بر السنهء عباد و كاشفى آورده كه مهيات ممكنه در وجود محتاجند بفاعل وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ اشاره است به آن و حقتعالى بحسب كمال ذاتى از وجود عالم و عالميان مستغنى است * ( وَاللَّه هُوَ الْغَنِيُّ ) * عبارتست از آن و چون ظهور كمال غنا موقوفست بر وجود اعيان ممكنات پس در ايجاد آن نعمتى كبرى است مستحق حمد است و ثناى كلى و كلمهء حميد ايمان است به آن * ( إِنْ يَشَأْ ) * اگر خواهد خداى * ( يُذْهِبْكُمْ ) * ببرد شما را از روى زمين يعنى همهء شما را هلاك كند * ( وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ) * و بياورد آفريدن تو يعنى قومى ديگر را كه از شما اطوع و فرمانبردارتر باشند يا پيدا كند گروهى ديگر را كه كسى نديده و نشنيده باشد اين دالست بر غضب او سبحانه بر اهل شرك به جهت اتخاذ انداد و كفر ايشان بآيات او و ارتكاب ايشان بانواع معاصرى و خطيئات كما قال وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ و لهذا قال ابن عباس يخلق بعدكم من يعبده و لا يشرك به شيئا يعنى بيافريند بعد از شما كسانى را كه او را پرستش كنند و غير او را در عبادت شريك او نگردانند * ( وَما ذلِكَ ) * و نيست بردن شما آوردن ديگران * ( عَلَى اللَّه بِعَزِيزٍ ) * بر خداى دشوار يعنى متعسر بلكه بر او در نهايت سهولتست و كمال آسانى و بعد از بيان غناى مطلق و قدرت كاملهء خود ذكر عدل خود مىكند بقوله * ( وَلا تَزِرُ ) * و بر ندارد * ( وازِرَةٌ ) * نفس گناه كننده * ( وِزْرَ أُخْرى ) * بار گناه نفس ديگر را بلكه هر كس حامل گناه خود باشد نه گناه غير و آيهء وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَأَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ در شأن ضالين و مضلين است كه حامل اثقال ضلال خود و اضلال غير شوند نه حامل ضلالت غير بلكه هر يك حامل ضلال خود باشند پس منافى اين آيه نباشد كه * ( وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ ) * و اگر بخواند نفس گرانبار از گناه ديگرى را * ( إِلى حِمْلِها ) * ببرداشتن بعضى از گناهان وى * ( لا يُحْمَلْ ) * برداشته نشود * ( مِنْه ) * از گناه او * ( شَيْءٌ ) * چيزى يعنى مدعو هيچ چيز را از گناه داعى بر ندارد * ( وَلَوْ كانَ ) * و اگر چه باشد آن مدعو * ( ذا قُرْبى ) * خداوند خويش نزديكتر چون پدر و مادر و برادر و خواهر اضمار مدعو به جهت دلالت ان تدع است بر آن مراد آنست كه هر چند گناه كار خويشان و كسان نزديكتر خود را خواند و در خواست كند كه چيزى از خطيئات او بردارند هيچكس اجابت نكند زيرا كه همه به خود در مانده باشند و از فضيل عياض روايتست كه فرداى قيامت مادرى و فرزندى را در عرصات آرند كه هر دو گرانبار باشند ببار گناه خود مادر فرزند را گويد حق ولادت و تربيت و رضاع من بجا آور يك گناه من بردار