تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
آن باشد بعد از آن بر سبيل ضرب المثل هم چنان كه در بحرين مذكور شد ميفرمايد كه * ( وَما يَسْتَوِي الأَعْمى ) * و برابر نيست نابينا يعنى كافر يا جاهل يا مطلق اهل ضلال * ( وَالْبَصِيرُ ) * و بينا يعنى مؤمن يا عالم يا مطلق اهل اهتدا و گويند اين مثل است براى اصنام و حضرت ملك علام يعنى بتان كه نميبينند و ادراك چيزى نميكنند مانند حقتعالى نيستند كه بينا و دانا است بهمهء اشيا * ( وَلَا الظُّلُماتُ ) * و متساوى نيستند تاريكى ها يعنى باطل كه شركست و ضلالة يا معصية * ( وَلَا النُّورُ ) * و نه روشنايى يعنى حق كه ايمانست و هدايت يا طاعة و جمع ظلمات و توحيد نور بجهة آنست كه ضلالة و بطلان بطرق مخلتفه است و هدايت بطريق واحد * ( وَلَا الظِّلُّ ) * و مساوى نباشد سايه يعنى ثواب و بهشت كه متضمن سايهء رحمة است با راحت * ( وَلَا الْحَرُورُ ) * و نه حرارت يعنى عذاب دوزخ يا شدت لاء تاكيد براى نفى استوا است و تكرير آن بر هر دو شق بجهة مزيد تاكيد و حرور فعول است ماخوذ از حر و غالب اطلاق آن بر سموم است و گويند سموم باد گرم سوزانيست كه هبوب آن در روز باشد و حرور آنكه هبوب آن در شب بود و يا حرور آنست كه در شب و روز آيد و سموم مخصوص آنكه در روز آيد * ( وَما يَسْتَوِي الأَحْياءُ ) * و برابر نيستند زندگان * ( وَلَا الأَمْواتُ ) * و نه مردگان يعنى مؤمنان كه دل ايشان زنده است بمعرفت توحيد مساوى كافران نيستند كه دل ايشان مرده است بشرك پس اين تمثيل ديگر است براى مؤمنان و كافران ابلغ از تمثيل اول و لهذا تكرير فعل نمود و صاحب كشاف گفته كه اين مثل كسانيست كه در اسلام داخل شوند و كسانى كه در اسلام داخل نشوند و بر كفر اصرار نمايند و نزد بعضى تمثيل اول براى مؤمنان و كافرانست و ثانى براى علما و جهال و اولى آنست كه عمى و ظلمات و حرور و اموات ضرب المثل باشد براى مطلق كافر و ضال و باطل و جاهل و بصير و نور و ظل و احيا براى مؤمن و محق و مهتدى و عالم و بدانكه ادوات مذكوره بعضى جامع شفعاند بشفع و بعضى جامع وتر بوتر * ( إِنَّ اللَّه يُسْمِعُ ) * بدرستى كه خدا مىشنواند و تفهيم مىكند بر وجه انتفاع * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كرا ميخواهد بلطف و توفيق هدايت از كسانى كه طالب حق باشند و جوياى اهتدا نه جماعتى كه در طريق تمرد و عناد و جحود توغل كرده باشند با وجود مشاهدهء آيات بينه بر طريق حق و يا آنكه معنى آنست كه اگر خواهد خدا اهل تمرد و عناد را باجبار و قهر بر ايمان دارد اما تكليف مانع است از اين زيرا كه تكليف اختياريست نه اجبارى * ( وَما أَنْتَ ) * و نيستى تو اى محمد ( ص ) * ( بِمُسْمِعٍ ) * شنواننده سخن * ( مَنْ فِي الْقُبُورِ ) * آنان را كه در قبرهااند اين ترشيح است براى تمثيل كسانى