تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
من عزيز و ارجمندم پس هر كه ارادهء عزت دنيا و آخرت دارد بايد كه فرمان بردارى عزيز كند و بدان كه چون كفار متعزز باصنام مىشدند كما قال اللَّه تعالى و اتخذوا من دون اللَّه آلهة ليكونوا لهم عزا و منافقان كه السنهء ايشان موافق قلوب ايشان نبود متعزز بمشركان ميشدند كما قال الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنين أ يتبغون عندهم العزة حقتعالى در اين آيه رد تعزز ايشان نموده و فرمود كه عزت مخصوص است به خدا پس هر كه ارادهء عزت دارد بايد كه اطاعت او كند تا او را عزيز دنيا و آخرت گرداند كما قال وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ بعد از آن بيان آن چيزى مىكند كه بسبب آن عزة حاصل مىشود كه آن ايمان است و عمل صالح و مىفرمايد كه * ( إِلَيْه ) * بسوى او * ( يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ) * بالا مىرود سخن پاك صعود كل طيب به او مجاز است از قبول او يا رضاى او از آن يا مراد صعود صحايفست كه كلمات طيبه در آن مكتوب است و ملائكه آن را به آسمان مىبرند كه محل صدور حكم خداست پس حقيقت معنى آن است كه بسوى رضاى او يا به محل قبول او مىرسد كلماة طيبه و يا كرام الكاتبين صحايف آن را به آسمان مىبرند * ( وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ ) * و كردار شايسته * ( يَرْفَعُه ) * بر ميدارد آن را و بحيز قبول مىرساند ضمير مستكن در يرفعه راجع بكلم است كه اسم جنس است چه عمل صالح بدون كلمهء توحيد كه مستلزم اخلاص آن است نافع نيست و يا راجع به عمل صالحست زيرا كه آن محقق ايمان است و مقوى آن و يا راجع به خدا و تخصيص عمل به اين شرف به جهت آن است كه متضمن كلفت است و نزد بعضى معنى آن است كه عمل صالح رفع كلم طيب مىكند و آن را رفيع القدر مىگرداند چه اخلاص سبب قبول طاعاتست و گويند كلمهء طيبه متناول جميع انواع ذكر است از تكبير و تهليل و تسبيح و تحميد و قرائت قرآن و دعا و استغفار ابو هريره روايت كرده از پيغمبر ( ص ) كه آن تسبيحات اربع است يعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر چون بنده آن را بگويد فرشتگان آن را به آسمان رفع كنند و به آن تحيت حقتعالى گويند و اگر مجرد از عمل صالح باشد مقبولى الهى نگردد و در حديث آمده كه حقتعالى قبول قول نميكند مگر به عمل و قبول عمل نمىكند مگر به نيت و قبول قول و عمل به نيت نمىكند مگر باصابة سنت چه كلم طيب و عمل صالح آن است كه باخلاص تمام از بنده صادر شود و موافق امر الهى باشد و از ابن مقنع مرويست كه قول بدون عمل مانند تن بىسر است و سحاب بىمطر و قوس بى و تر و مرويست كه كلم طيب ذكر خداست و عمل صالح اداى فرايض هر كه به زبان ذكر خدا كند و فرايض وى را ضايع و مهمل بگذارد آن ذكر از وى مقبول نباشد بدليل قول حضرت رسالت ( ص ) لا يقبل اللَّه قولا الا به عمل و لا يقبل قولا و لا عملا الا بنية و نعم ما قال الشاعر لا ترض من رجل حلاوة
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 394 | الملا فتح الله الكاشاني