آن اجتناب نموده در موضع آورده كه مراد به اينكس كه سوء عمل خود را حسن ميبيند ابو جهل است يا عاص بن وايل و سوء عمل ايشان شرك است و تكذيب و ماوردى گفته كه مراد يهود و نصارىاند و سوء عمل ايشان عناد و مكابره با سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله يا خوارج و سوء عمل ايشان تاويلات باطله و حذف شرط محذوف به جهت دلالت ما بعد است بر آن اعنى قوله * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خداى * ( يُضِلُّ ) * فرو گذارد * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كه را خواهد و آن هر كسى است كه لطف الهى در او تأثير نكرده باشد بجهة فرط عناد و جحود وى و حقتعالى بجهة اين او را در باديهء خذلان واگذاشته باشد و به جهت اين قبيح را حسن بيند و حسن را قبيح * ( وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ ) * و راه نمايد هر كه را خواهد و اين هر شخصى است كه جوياى حق باشد و به جهت آن موفق شده بلطف الهى راه به حق برده و بحسن و قبح عارف گشته تبعيت حسن كند و از قبح اجتناب نمايد و نزد بعضى جواب شرط ذهبت نفسك عليهم حسرة است كه حذف آن شده بجهة دلالت اينكلام بر او كه * ( فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ ) * پس بايد كه نرود نفس تو يعنى هلاك نشود * ( عَلَيْهِمْ ) * بر گمراهى ايشان كه آن اصرار ايشانست بر تكذيب تو و رسوخ ايشان بر دين باطل و افعال قبيحه خود * ( حَسَراتٍ ) * از جهت حسرتهاى متوالى كه ميخورى و تأسفهاى گوناگون كه دارى بر فعلهاى قبيحهء اينان كه هر يك از آن مقتضى حسرتيست مراد آنست كه بسيار حسرت و اندوه مخور بر ايشان تا جان در سر و كار ايشان نكنى و هذا مثل قوله تعالى لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ و حسرت بمعنى شدت حزنست بر آنچه فوت شده باشد بدانكه فاءات ثلثه براى سببيتاند الا آنست كه اول و ثانى داخل شدهاند بر سبب و ثالث بر مسبب و جمع حسرات كه مفعول له است به جهت دلالت است بر تضاعف اغتمام آن حضرت بر افعال قبيحهء ايشان يا بر كثرت مقابح افعال ايشان كه مقتضى تأسف است و عليهم صلهء حسرات نيست زيرا كه صلهء مصدر مقدم بر او نميشود بلكه صلهء تذهب است يا بيان متحسر عليه * ( فَإِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ ) * دانا
است به آنچه ميكنند و بر آن ايشان را جزا و سزا خواهد داد بعد از آن عود كلام مىكند بذكر ادلهء توحيد و ميفرمايد كه * ( وَاللَّه الَّذِي ) * و خداى به حق آن كس است كه * ( أَرْسَلَ الرِّياحَ ) * فرستاد بادها را يعنى شمال و دبور و جنوب را * ( فَتُثِيرُ ) * پس بر مىانگيختند آن بادها * ( سَحاباً ) * آب را ايراد ماضى بلفظ مضارع بر طريق حكايتست از حال ماضيه به جهت استحضار اين صورت بديعهء مشتمله بر كمال حكمت و به جهت آنكه مراد بيان احداث رياحست به اين خاصيت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 392
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩٢