در توبه به اين معنى كه توبهء بنده را تاخير مىافكند و وسوسه مىدهد كه چون فرصت باقيست بفلان خطيئه اقدام نماى و بعد از آن توبه كن از آن عاقل بايد كه از اين غافل نشود و به اين فريب از راه نرود و از نكته الفرصة تمر مر السحاب بر انديشد مصرع عذر بافراد افكندى عمر فردا را كه ديد و گويند غرور اسم جنس است شامل هر كه بندگان را از طريق حق منحرف سازد و از هر چه مانع وسيلهء آخرت گردد و شبههء نيست كه مضل حقيقى شيطانست و غير او بواسطهء او اغوا و اضلال مردمان مىكند و لهذا قال جل ذكره * ( إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ ) * بدرستى كه شيطان مر شما را * ( عَدُوٌّ ) * دشمنى است بعداوت عامه قديمه و به جهت آن صارف شماست از جميع قربات * ( فَاتَّخِذُوه عَدُوًّا ) * پس
فرا گيريد شما نيز او را دشمن در عقايد و افعال خود و از او حذر نموده از مجامع احوال بوى اعتماد مكنيد از بزرگى پرسيدند كه چگونه شيطان را دشمن گيريم گفت از پى آرزو مرويد و متابع هواى نفس مشويد و هر چه كنيد بايد كه موافق شروع و مخالف طبع باشد * ( إِنَّما يَدْعُوا ) * جز اين نيست كه ميخواند شيطان به اتباع و ميل به دنيا * ( حِزْبَه ) * گروه خود را يعنى پيروان و فرمانبرداران خود را * ( لِيَكُونُوا ) * تا باشند در آخرت با او * ( مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ ) * از ياران آتش يعنى ملازمان دوزخ اين تقرير عداوة شيطانست و بيان اغراض او در دعوت ابتاع خود به ابتاع هوا و ركون به دنيا بعد از آن بيان حال كسانى مىكند كه اجابت قول شيطان ميكنند و آنان كه مخالفت او ميكنند و ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * آنان كه كافر شدند و اجابت دعوت شيطان كردند * ( لَهُمْ ) * مر ايشانراست * ( عَذابٌ شَدِيدٌ ) * عذابى سخت در آخرت * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و آنان كه گرويدند و با شيطان مخالفة ورزيدند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند كارهاى خالص و پاكيزه * ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ) * مر ايشانراست آمرزش از پروردگار ايشان * ( وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ) * و مزدى بزرگ يعنى ثواب ابد و نعمت مخلد در بهشت و بعد از ذكر فريقين در بيان تقرير بر ايمان و عمل صالح ميفرمايد كه * ( أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَه ) * آيا كسانى كه آراسته شد براى او * ( سُوءُ عَمَلِه ) * زشتى كردار او * ( فَرَآه ) * پس ديد آن عمل زشت را * ( حَسَناً ) * نيكو همچه كسى باشد كه تميز حسن كند از قبيح و هر يك را بر صفتى بيند كه موافق نفس الامر است خلاصه معنى آنست كه برابر نيست آن كسى كه مزين شد مر او را بدى عمل او بغالب شدن و هم و هواى او بر عقل او به جهت ترك نظر در ادلهء عقليه تا آنكه راى او منعكس شده باطل را حق بيند و قبيح را حسن با كسى كه پيروى دلايل عقليه نموده به حق عارف شده باشد و اعمال حسنه و قبيحه را على ما ينبغى شناخته مرتكب حسن آن شده باشد و از قبيح
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩١