توسيع آن به تو * ( وَما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ ) * و آنچه مالك شده است دستهاى ايشان يعنى توسعهء امر در مملوكات و عدم مؤاخذه ما بر ايشان بر آنكه جايز نيست ايشان را بملك يمين مگر بوجوه معلومه از شرى وهبه وارث و سبى و اصطفاى صفايا در سبى براى تو يعنى به جهت علم ما به مصلحت و حكمت تضييق ازواج نموديم در عدد معين بر مؤمنان و تعيين مهر و نفقه و قسم و توسيع مملوكات بر ايشان و اين جمله اعتراض است ميان قوله * ( لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ) * و متعلق آن كه خالصة است به جهت دلالت بر آنكه فرقست ميان آن حضرت و امت در احكام نكاح كه آن توسيع ازواجست بر او و تضييق آن بر امت كه عدم تجاوز ايشانست از اربع و غير آن و اين به جهت شرف و فضل او است بر ساير امت حاصل كه قول مذكور علت خالصة است و ما قبل آن كه قد علمنا است جملهء معترضه و معنى اينكه ما حلال كرديم زنان را به تو به مجرد هبه و آن را خاصهء تو گردانيديم تا نباشد بر تو ضيقى و تنگى و اثمى در آن * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خداى * ( غَفُوراً ) * آمرزنده هر چيزى را كه تحرز از او متعسر است * ( رَحِيماً ) * مهربان بتوسعه در مواضعى كه مظنه حرج باشد يا آمرزندهء بندگان اگر بعد از وقوع ايشان باشد در حرج توبه كنند و رحيم بر ايشان بتوسعه و عدم تكليف ما لا يطاق بايشان قبل از اين گذشت كه ازواج پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از او اقتراح اشيايى مينمودند كه مقدور آن حضرت نبود و آن حضرت بجهة اين از ايشان مهاجرة نمود و آيهء تخيير نازل شد كه ايشان را مخير ساز ميان دنيا و آخرت هر كه از ايشان اختيار دنيا كند دست از او بدار و هر كه اختيار خدا و رسول كند او را نگاهدار ايشان ترسيدند كه مبادا رسول ايشان را طلاق بدهد نزد آن حضرت آمدند و گفتند يا رسول اللَّه اجعل لنا من مالك و نفسك ما شئت آن چه ميخواهى با ما بجا آور ما را به حال خود باز گذار آيه آمد كه اى محمد اختيار دارى در اين كه * ( تُرْجِي ) * باز پس دارى * ( مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ ) * هر كه را ميخواهى از آن زنان و ترك مضاجعهء آن نمايى * ( وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ ) * و جاى دهى بسوى خود و منضم سازى به خود بمضاجعه هر كرا خواهى از ايشان يعنى در قسمت ميان ايشان مخيرى و گويند معنى آنست كه طلاق دهى هر كه را اراده كنى و نگهدارى هر كه را خواهى و قول اول اشهر است و با آنكه خداى رسول را در ارجاء و ايواء رخصت فرمود آن حضرت در ميان ايشان سويه نگاهداشت مگر سوده كه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله خواست وى را طلاق دهد او حق خود را از نفقه و كسوه ترك كرد و نوبت خود بعايشه داد چنان كه در زاد المسير گفته كه ميان همه ازواج غير از سوده رض كه نوبت خود را بعايشه بخشيده بود رعايت قسمت ميفرمود تا آخر عمر صاحب كشاف گفته كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله ارجا فرمود از پنج زن كه سوده و صفيه و جويريه و ميمونه و ام حبيبه باشد و رعايت قسم ميكرد ميان ايشان هر گاه كه ميخواست و چهار تن را با خود گرفت بمضاجعه كه عايشه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣١١