مالهاى ايشان را قسمت كردند سوار دو سهم و پياده را يك سهم و خمس بر مستحقان آن قسمت كردند و پيغمبر ( ص ) زنان و فرزندان ايشان را نزد سعد زيد بنجد فرستاد تا بفروختند و بهاى آن را اسب و سلاح بخريدند و نزد رسول ( ص ) آوردند چون كار بنى قريظه با تمام پيوست سعد معاذ را وفات رسيد رسول ( ص ) با صحابه بر وى بگريستند از جابر ابن عبد اللَّه مرويست كه جبرئيل نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت
من هذا العبد الصالح الذى مات فتحت له ابواب السماء و تحرك له العرش
چه كس است اينمرد صالح كه مرده درهاى آسمان براى او گشاده شده و عرش براى او به حركت در آمده رسول ( ص ) چون تفحص كرد سعد معاذ بجوار ايزدى رسيده بود و فتح بنى قريظه در آخر ذى القعده بود سنهء خمس من الهجرة و حق سبحانه بر سبيل تعداد نعمت و امتنان سيد عالميان ( ص ) را از اين فتح خبر ميدهد كه * ( وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ) * و فرود آورد خداى تعالى آنان را كه * ( ظاهَرُوهُمْ ) * يارى دادهاند احزاب را و هم پشت ايشان گشتند * ( مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) * از اهل تورية يعنى يهود بنى قريظه را كه عهد پيغمبر ( ص ) شكسته مدد كفار نمودند فرود آورد * ( مِنْ صَياصِيهِمْ ) * از قلعه هاى ايشان و اين جمع صيصيه است كه بمعنى ما يحصن به است و لهذا يقال لقرن الثور و الظبى و شوكة الديك * ( وَقَذَفَ ) * و افكند * ( فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ) * در دلهاى ايشان ترس از پيغمبر ( ص ) و لشگريان او * ( فَرِيقاً تَقْتُلُونَ ) * گروهى را مىكشتند يعنى مردان ايشان * ( وَتَأْسِرُونَ فَرِيقاً ) * و اسير مىكردند گروهى يعنى زنان و فرزندان ايشان * ( وَأَوْرَثَكُمْ ) * و ميراث داد خداى تعالى شما را * ( أَرْضَهُمْ ) * زمين ايشان را يعنى مزارع و حدايق * ( وَدِيارَهُمْ ) * و سراهاى ايشان يعنى حصون و قلاع * ( وَأَمْوالَهُمْ ) * و مالهاى ايشان از نقود و امتعه و مواشى * ( وَأَرْضاً لَمْ تَطَؤُها ) * و زمينى كه كام نه نهادهايد آن را و نرفتهايد بجانب آن يا مالك آن نبودهايد مراد خيبر است يا مكه و يا فارس و روم و يا زمينى كه بخيل و ركاب آن را نگرفتهايد و عكرمه گفته كه هر زمينى كه بحوزهء اهل اسلام در آيد تا قيامت در اين داخلست * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خداى تعالى * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً ) * بر همه چيزها توانا پس قادر باشد بر فتح بلاد و تسخير آن براى ملازمان سيد عباد ( ص ) و اصحاب تفسير و ارباب سير گفتهاند كه در سال تاسع از هجرت حضرت رسالت ( ص ) از زوجات طاهرات هجرت نموده ايلا فرمود يعنى سوگند خورد كه يك ماه با ايشان مخالطه نكند و سبب آن بود كه از روى نفقه و كسوه زياده از مقدور مىطلبيدند و چيزهاى ديگر زياده از آن حضرت طمع ميكردند كه در تصرف آن حضرت نبود ام سلمه از او برده خواست
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٧