اين چه غبار است يا جبرئيل گفت از مشايعهء قريش و باز گردانيدن ايشان پيغمبر ( ص ) غبار را از وجه فرس و سرج پاك كرد جبرئيل گفت يا رسول اللَّه شما پيش از ما اسلحه از خود باز كردهايد حكم الهى و فرمان پادشاهى چنانست كه در همين ساعت متوجه حرب بنى قريظه شوى كه عهد شكسته مدد كارى احزاب مينمودند و امر شده كه من با آن جمع ملائكه كه در غزوهء احزاب بودهايم سلاح ننهاده متوجه آن جانب شويم و ميخهاى خيمهاى ايشان را بر كنيم و درهاى حصنهاى ايشان را بگشائيم و ايشان آنجا از خوف مضطربند و پريشان و سراسيمه و حيران و من اكنون متوجه آن صوبم رسول فى الحال برجست و منادى را امر كرد كه هر كه مطيع امر خدا و رسولست بايد كه نماز عصر نگذارد مگر در بنى قريظه پس رايت را با امير المؤمنين تفويض فرموده او را مقدمهء لشگر ساخته بآنصوب روانه ساخت و خود با ساير صحابه بر اثر وى روان شد امير المؤمنين ( ع ) ميرفت تا به زير حصن ايشان رسيد ايشان زبان بفحش و ناسزاى پيغمبر ( ص ) دراز كردند و از بيحرمتى هيچ فرو نگذاشتند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام برگشت و نزد رسول ( ص ) آمد و گفت يا رسول اللَّه به زير حصن مرو كه صلاح در اينست آن حضرت فرمود كه
أظنك سمعت لى منهم اذى
يا على مگر چيزى دربارهء من از ايشان شنيدهء كه ترا خوش نيامده گفت نعم يا رسول اللَّه فرمود چون مرا به بينند نتوانند كه از اين مقوله چيزى گويند پس به زير حصن آمد و گفت
يا اخوان القردة و الخنازير أ إنا اذا انزلنا بساحة قوم فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ
ايشان گفتند يا ابا القاسم ما كنت جهولا و لا سبابا تو هرگز جاهل و دشنام ده نبودهء رسول از ايشان اعراض نموده برگشت و در ميان انصار و بنى تميم بگشت و گفت اكنون در راه كسى را ديديد كه بر شما بگذشت گفتند آرى دحيت الكلبى بر بغلهء شهبا نشسته و قطيفهء از ديبا در زير او بود بر ما بگذشت فرمود كه آن جبرئيل است آمده است تا حصن ايشان را متزلزل سازد و خوف و رعب درد دل ايشان اندازد پس بر سر چاهى از چاههاى بنى قريظه نزول فرمود و اصحاب متعاقب ميرسيدند و فرود مىآمدند تا آنكه جماعت آخرين بعد از نماز خفتن خود را به آنجا رسانيدند نماز پسين ناكرده ميگفتند بر ما اثمى و حرجى نيست در ترك نماز چه آن حضرت ما را فرموده بود كه نماز پسين را مگذاريد مگر در بنى قريظه پس آن نماز را قضا كردند حقتعالى در اين امر ايشان را معذور داشت رسول ( ص ) پانزده روز يا بيست روز بروايت اصح بيست و پنج روز ايشان را در آن حصن بداشت تا كار بر ايشان سخت گشت حى ابن اخطب ايشان را گفت اى قوم ببينيد كه چه محنت و بليه بر شما نازل شد و شما را در اين قضيه ناچار است يكى از سه كار كنيد يكى آنكه به اين مرد ايمان آوريد و تصديق دعوى او كنيد چه بر شما واضح است كه او پيغمبر خدا است و در تورية وصف او را ديدهايد و دانسته اصحاب وى جواب دادند كه هرگز به او نگرويم و از دين خود برنگرديم گفت يكى ديگر آنكه زنان و فرزندان خود را بدست
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٤