و ميمونه حله و زينب بنت حجش برد يمنى و ام حبيبه جامهء سحولى و حفصه جامهء مصرى جويريه چادر و سوده گليمى و در اينوقت آن حضرت را نه زن بود عايشه و حفصه و ام حبيبه بنت ابى سفيان و سوده بنت زمعه و ام سلمه بنت ابى اميه و اين پنج از قريش بودند و صفيه بنت حبى خيبريه و ميمونه بنت حرث هلاليه و زينت بنت حجش اسديه و جويريه بنت حرث مصطلقيه و واقدى باسناد خود از سعيد ابن جبير روايت كرده كه ابن عباس فرمود كه رسول ( ص ) روزى با حفصه نشسته بود ميان ايشان منازعه واقع شد بجهة آنكه حفصه از آن حضرت زياده از نفقه ميطلبند و آن حضرت را مقدور نبود فرمود
هل لك ان اجعل بينى و بينك رجلا
ميخواهى مردى را ميان خود و تو تعيين كنم تا حكم باشد حفصه گفت نعم آن حضرت عمر را حاضر ساخت تا بينهما حكم باشد عمر حفصه را گفت كه سخن كن تا به بينم كه تو چه مىگويى حفصه رسول ( ص ) را گفت كه تكلم و لا تقل الا حقا تو سخن گو و مگو مگر حق عمر دست برآورد تا به روى زند پيغمبر ( ص ) فرمود
كف
دست از او بدار پس عمر گفت يا عدوة اللَّه النبى ما يقول الا حقا اى دشمن خدا پيغمبر خدا ( ص ) به غير از سخن حق چيزى نمىگويد و الذى بعثه بالحق لو لا مجلسه ما رفعت يدى حتى تموتى به حق آن كسى كه او را به حق بخلق فرستاده كه اگر نه مجلس او ميبود دست از تو نمىداشتم تا ميمردى پس رسول ( ص ) برخاست و بغرفهء مسجد كه خزانهء وى بود تشريف فرموده يك ماه آنجا مكث نمود در اينمدت نزد زنان نرفت و نگذاشت كه هيچ كدام از آنها نزد وى آيند و در تفسير اهل البيت ( ع ) از امام صادق ( ع ) نقلست كه پيغمبر ( ص ) چون غنايم خيبر را تصرف فرمود زنان آن حضرت گفتند اعطنا من هذه الغنيمة از ابن غنيمت چيزى بما بده جواب داد كه
قسمتها بين المسلمين بامر اللَّه
آن را قسمت كردم در ميان مسلمانان بفرمودهء حقتعالى ايشان در غضب شدند و گفتند لعلك تظن ان طلقنا لا تجد زوجا من قومنا غيرك گمان توانست كه اگر ما را طلاق دهى نيابيم از قوم خود غير از تو حق سبحانه و تعالى آن حضرت را امر كرد باعتزال از ايشان در مشربه ام ابراهيم تا حيض و طهرى به بينند پس اين آيه نازل شد * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ ) * اى پيغمبر خبر دهنده و يا برگزيده * ( قُلْ لأَزْواجِكَ ) * بگو زنان خود را * ( إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ ) * اگر هستيد شما كه مىخواهيد * ( الْحَياةَ الدُّنْيا ) * زندگانى دنيا را يعنى تنعم در آن و فراخى رزق و زياده طلبيدن آن * ( وَزِينَتَها ) * و آرايش آن را چون ثياب فاخره و پيرايهاى بتكلف * ( فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ ) * پس بيائيد كه متعهء طلاق دهم شما را چنان كه مطلقه را دهند سواى مهر يعنى چيزى را كه مطلقه به آن متمتع مىشود شما را به آن متمتع سازد و تحقيق قدر متعه دادن بمطلقه و تفصيل آن در سورة البقره معلوم شد و گويند مراد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٨