تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
به اين توفير مهر است يعنى تمام مهر شما را بشما دهم * ( وَأُسَرِّحْكُنَّ ) * و رها كنم شما را * ( سَراحاً جَمِيلًا ) * رها كردنى نيكو يعنى طلاق دهم شما را بدون مخاصمه و مشاجره كه در ميان زوج و زوجه مىباشد بىضرار و كدورت و كراهت سراح اسم تسريحست چون سلام و كلام و اين كنايتست از طلاق و تقديم تمتع و تسريح كه مسبب اينست از آن بجهة افادهء كرم و حسن خلق آن حضرت و تعال در اصل لغة موضوعست در امر باتيان كه امر آن در مكان مرتفع باشد و مامور در مكان مستقل و بعد از آن كثير الاستعمال شده و مستعار كشته از براى مطلق امر باتيان و همچنين مستعار است از براى امر باقبال قلب و معنى مراد اينجا اينست * ( وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّه ) * و اگر هستيد كه ميخواهيد رضاى خداى را * ( وَرَسُولَه ) * و خوشنودى رسول او و يا فرمانبردارى ايشان را و صبر بر ضيق معيشت * ( وَالدَّارَ الآخِرَةَ ) * و نعيم سراى ديگر را * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خداى * ( أَعَدَّ ) * آماده كرده است * ( لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ ) * مر نيكوكاران را از شما يعنى آنها كه اختيار شق ثانى كنند * ( أَجْراً عَظِيماً ) * مزدى بزرگ كه زخارف دنيا در جنب آن مختصر و محقر باشد من براى تبيين است نه تبعيض زيرا كه همهء ازدواج آن حضرت اختيار قسم اخير كردند چنان كه در روايت آمده كه بعد از نزول اين آيه حضرت همهء ازواج را طلبيد و اين آيه را بر ايشان خواند و مخير ساخت آنها را بر مفارقة و بقاء همه اختيار آن حضرت كردند و مرويست كه اول كسى از ازواج كه اختيار بقاء نمود عايشه بود و بعد از آن ازواج ديگر آن را اختيار نمودند آورده‌اند كه چون رسول ( ص ) اين آيه را بر ايشان خواند فرمود شتاب مكنيد و با پدران خود در اينباب مشاورت كنيد گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) ما را در اينباب با كسى مشاورت نبايد كرد حقتعالى ما را مخير گردانيده ميان زينت دنيا و اختيار كردن خدا و رسول و سراى آخرت را اختيار كرديم آن حضرت شاد شد و حقتعالى اين آيه فرستاد كه لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ الايه چون ايشان ترا اختيار كردند تو نيز زنان ديگر را بر ايشان اختيار مكن عايشه روايت مىكند كه رسول ( ص ) روز بيست و نهم نزد من آمد من گفتم يا رسول اللَّه نه يك ماه سوگند خوردهء كه با ما مقاربت و مخالطت نكنى فرمود اى عايشه ندانستهء كه ماه هم چنان كه سى روز مىباشد بيست و نه روز نيز هست و اين ماه بعدد بيست و نه تمام شده در كنز العرفان آورده كه در اين مقام چند فايده است يكى آنكه تخيير حضرت مر ازواج خود را ميان مفارقت و بقاء واجب بود بر وى زيرا كه قل صيغهء امر است و امر براى وجوب و تخيير اينجا كنايت است از طلاق پس هر كدام از ايشان كه اختيار دنيا ميكردند نكاح او منفسخ ميشد و اين از جمله خواص آن