صلتين به جهت اهتمامست و يا اختصاص بر سبيل مبالغه * ( وَمَنْ أَظْلَمُ ) * و كيست ستمكارتر * ( مِمَّنِ افْتَرى ) * از كسى كه بر بندد و بسازد * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر
خداى دروغى را يعنى هيچكس ظالمتر از اينكس نيست از آنكه افترا كند بر خداى به اين معنى كه گمان برد كه او را شريك هست * ( أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ ) * يا تكذيب كند به حق كه پيغمبر او است ( ص ) و يا قرآن * ( لَمَّا جاءَه ) * آن هنگامى كه آمد بوى در لما تسفيه ايشانست به آنكه ايشان اصلا توقف و تامل نكردند در هنگامى كه پيغمبر يا قرآن بايشان آمد بلكه مسارعت كردند در تكذيب او در بادى الراى بىتفكر در آن * ( أَ لَيْسَ ) * آيا نيست استفهام براى تقرير مجازات ايشان است كقولهم الست خير من ركب المطايا يعنى هر آينه هست * ( فِي جَهَنَّمَ ) * در دوزخ * ( مَثْوىً ) * جايگاه اقامة * ( لِلْكافِرِينَ ) * براى ناگرويدگان يعنى البته مستوجب خلودند در دوزخ كسانى كه افترا كردند بر خدا بشرك و تكذيب حق نمودند كه رسول او است يا قرآن و يا براى تقرير اجتراى ايشانست يعنى آيا ندانستند كه جهنم مثوى كافران است تا آنكه به مثل اينقول و فعل جرات نمودند و دليرى كردند و بعد از وعيد ذكر وعد مىكند بقوله * ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا ) * و آنان كه كوشش نمايند * ( فِينا ) * در حق ما يعنى از جهت ما اقامت دين ما كردند بر وجه اخلاص اطلاق مجاهده به جهت آن است كه تا شامل اعادى ظاهر و باطن باشد يعنى هر كه با كفار جهاد كند و يا با نفس اماره و شيطان در مقام مجاهده در آيد كه جهاد اكبر است * ( لَنَهْدِيَنَّهُمْ ) * هر آينه راه نمائيم ايشان را * ( سُبُلَنا ) * بر راههاى خود كه آن طريق مسير است بمجازات و وصول نجات ما و يا زياده سازيم هدايت ايشان را بر سبيل خير و بركت و توفيق در سلوك ان لقوله وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً و يا هر كه در عبادت ما كوشش نمايد به جهت رغبت در ثواب ما و رهبت از عقاب ما هدايت دهيم او را بسبيل موصلهء به ثواب و اين قول ابن عباس است و از ابى سليمان دارابى مرويست كه معنى آن است كه هر كه مجاهده كند در آنچه دانسته است ما راه نماييم او را به آنچه نميداند و مصدق اين حديث نبويست كه
من عمل بما عمله وفقه اللَّه علم ما لم يعلم
يعنى آنان كه آنچه دانند بدان كار كنند ما هدايت كنيم ايشان را به آنچه ندانند يعنى توفيق دهيم ايشان را بر دانستن آنچه ندانند آوردهاند كه عمر عبد العزيز كلمهء چند ميگفت جمعى علما حاضر بودند يكى از ايشان به او گفت اين علم از كجا ترا حاصل شد گفت اى مرد قصور ما در علم به جهت قصور ما است در عمل چه هر كه عمل كند به آن چه داند آن عمل علم وى را بكمال رساند حسين ابن فضل گفته كه در كلام تقديم و تاخيرى هست
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٥٥