تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
* ( الْمَوْتِ ) * هر نفسى چشندهء مرگست و مرگ به همه جا و به همه كس خواهد رسيد در هر موضعى كه باشد خواه در وطن و خواه در غربت * ( ثُمَّ إِلَيْنا ) * پس بسوى جز او پاداش ما * ( تُرْجَعُونَ ) * باز گرديده خواهند شد و حفص بخطاب ميخواند يعنى شما بازگرديده خواهيد شد بجزاى ما پس بدار الشرك اقامت نبايد كرد و روى بكعبهء امان يعنى آستانهء مشرفهء پيغمبر آخر الزمان بايد آورد تا در آنجا بفراغت تمام بعبادت ملك علام مشغول شده ساز آخرت سازيد و مستعد آن شويد كه مرگ در قفا است و همچنين در هر موضعى كه اظهار شعاير ايمان نتوان كرد واجبست كه از آنجا نقل ببلدى ديگر كنند كه بدون خوف انجا اظهار آن توان كرد ( هكذا قول علماء الأئمه و مجتهديهم رضوان اللَّه عليهم ) * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و آنان كه گرويدند به خدا و رسول * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند عملهاى شايسته يعنى اداى فرايض كردند * ( لَنُبَوِّئَنَّهُمْ ) * هر آينه فرود آريم و جاى دهيم ايشان را * ( مِنَ الْجَنَّةِ ) * از بهشت * ( غُرَفاً ) * بمنزلهاى بلند و غرفهاى ارجمند كه * ( تَجْرِي ) * ميرود پيوسته * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير آن غرفها جويها * ( خالِدِينَ ) * در حالتى كه جاويد باشند * ( فِيها ) * در آن غرفه ها يا بهشت * ( نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ) * نيكو است بهشت مزد عملكننده گان حذف مخصوص بمدح بجهة دلالت كلام ما قبلست بر آن ابن عباس در تفسير اين آيه فرموده لنسكننهم غرف الدر و الزبرجد و الياقوت و لننزلنهم قصور الجنة خالدين فيها ببقاء اللَّه نعم اجر العاملين للَّه الغرف هر آينه ساكن گردانيم ايشان را در قصرها و غرفهايى كه از در و ياقوت و زبر جد باشد و فرود آريم ايشان را در قصرهاى بهشت كه باقى باشد در آن ببقاى خداى يعنى هميشه آنجا باشند كه هرگز گرد فنا و زوال بدامن ايشان نرسد و نيكو مزد كار كنندگان است از براى خدا آن غرفها بعد از آن در وصف عاملان ميفرمايد * ( الَّذِينَ صَبَرُوا ) * عاملان آنانند كه شكيبايى ورزند بر آزار مشركان و هجرت از اوطان و غير آن از نوايب و مصايب زمان و متاعب دوران و تحمل مشاق تكاليف بر عبادت رحمن و از صبر بر ترك عصيان * ( وَعَلى رَبِّهِمْ ) * و بر پروردگار خود نه بر غير او * ( يَتَوَكَّلُونَ ) * توكل كنند و كار خود را به دو سپارند آورده‌اند كه مؤمنان مكه چون اين آيه را شنيدند عزم هجرت بمدينه كردند و در اثناى راه ايشان را اين دغدغه دست داد كه در بلدى كه ما را در آن اسباب معيشت مهيا نباشد چگونه توان بود آيه آمد كه * ( وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ ) * و بسيار از جنبندگان كه به هيچ وجه * ( لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا ) * بر نمىدارند روزى خود را يعنى طاقت و قوت برداشتن آن ندارند و به جهت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 150 | الملا فتح الله الكاشاني