تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
* ( فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ ) * در مجلس خود بفعل زشت يعنى مجلس ميسازيد و در آنجا بمشاهده و مواجه يكديگر بلواطه مشغول مىشويد بر وجهى كه همه آن را ميبينيد و آن را به يكديگر مينمائيد و يا در مجالس تضارط مىكنيد و از آن استحيا نمىكنيد و يا سوگند بسيار ميخوريد و يا بانواع مناكر و قبايح اقدام ميكنيد كه شرعا و عقلا مذموم است چون دشنام دادن و مزاح كردن بفحش و صفير زدن و سنگ ريزه را بانگشت بر يكديگر انداختن و مهرها از كمان كلوله بر رهگذريان انداختن و قمار بازى و شرب خمر و ضرب اوتار و مزامير و سخريه با مسافران و تضارط و كشف عورت و لواطه و امثال آن قول اول از مجاهد نقل است و ثانى از ابن عباس و اين از امام رضا ( ع ) نيز ماثور است و ثالث از مفسران ديگر و بنا بر اول و ثانى الف لام براى عهد است و بنا بر ثالث براى جنس و نادى مجلسى است كه مردمان در آنجا باشند و اگر از آن متفرق شوند و كسى نماند نادى نمىگويند ام هانى بنت ابى طالب روايت كرده كه از پيغمبر ( ص ) پرسيدم كه آن منكر چه بود كه قوم لوط مىكردند در مجلس فرمود براهها نشستندى و سنگ بمردمان انداختندى و بر ايشان سخريه كردندى از مكحول مروى است كه منكر ده خصلت بود كه در ميان اين امت نيز هست كندر خاييدن و انگشت باز شكستن و آزار گشادن و سر انگشت به حنا بستن و سيلى زدن و كمان كروهه انداختن و سنگ زدن و لواط كردن و بر يكديگر ضراط كردن و صفير زدن و چون لوط ( ع ) قوم را از اين قبايح سرزنش نمود و منع فرمود * ( فَما كانَ جَوابَ قَوْمِه ) * پس نبود جواب قوم وى مر سخن وى را * ( إِلَّا أَنْ قالُوا ) * مگر گفتند به او از روى استهزا كه * ( ائْتِنا بِعَذابِ اللَّه ) * بيار بما عذاب خداى را * ( إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ) * اگر هستى از راستگويان در آنكه اين فعلها قبيحست و بسبب آن عذاب بر ما نازل خواهد شد و يا در دعوى نبوت كه مفهوم مىشود از توبيخ يعنى ما ترك اينعملها نخواهيم كرد اگر تو راست مىگويى كه خدايى هست و تو پيغمبر اويى و ما را از اين منع كرده پس بگو تا عذاب فرستد بما چون لوط از ايشان مايوس شد دست بمناجات برداشته * ( قالَ ) * گفت * ( رَبِّ انْصُرْنِي ) * اى پروردگار من يارى ده مرا با نزول عذاب * ( عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ ) * بر گروه تباهكاران بابتداء فاحشه و گذاشتن اين طريقهء سيئه را بعد از خود يعنى اگر ايشان را مستاصل نسازى از اين امر قبيح بيشتر اصرار نمايند و اولاد ايشان بعد از ايشان اقتدا به آنها نموده بآنعمل نمايند پس وصف ايشان با فساد مبالغه است بر استنزال عذاب و اشتداد غضب بر ايشان و اشعار به آنكه ايشان سزاوار آنند كه حقتعالى بر سبيل تعجيل عذاب بر ايشان نازل سازد پس حقتعالى بيان اجابت دعاى وى مينمايد بقوله * ( وَلَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا ) * و آن هنگام كه آمدند