سالفه بگذريد و تفكر كنيد كه ايشان با وجود قوت و قدرت و شوكت و جسامت آفريده خدا بودند و به جهت كفر و عناد ايشان را مستاصل ساخت و هر كه بر اين قادر باشد بر اعاده نيز قادر خواهد بود كما قال * ( ثُمَّ اللَّه ) * پس خداى * ( يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الآخِرَةَ ) * ظاهر گرداند و پديد آورد آفريدن ديگر را بعد از آفريدن اول كه آن ابداء است چه ابداء و اعاده دو نشئهاند از حيثيت آنكه هر يك اختراع و اخراج است از عدم پس هر گاه ديديد و دانستيد كه خالق همه در ابتدا اللَّه است حجت لازم شد بر شما در اعاده و بضرورة دانستيد كه آنكه مبدىء خلايقست ميتواند كه معيد ايشان باشد * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * بر همه چيز از به دو اعاده و ساير امور ممكنه * ( قَدِيرٌ ) * دانا است به جهت آنكه قدرت صفت ذاتى او است و ذات او نسبت بهمهء ممكنات يكسانست پس چون بر نشاء اولى قادر است هر آينه از نشأة آخرت عاجز نخواهد بود ابراز اسم اللَّه در * ( ثُمَّ اللَّه يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الآخِرَةَ ) * با ايقاع آن بر طريق مبتدا بعد از اضمار آن در بدا الخلق با آنكه قياس مقتضى عكس آنست جهت دلالتست بر آنكه مقصود بيان اعاده است چه هر كه عارف باشد بقدرت او بر ابداء لازم او است كه حكم كند بقدرت او بر اعاده چه اين اهونست از ابداء پس به جهت دلالت و تنبيه بر اين معنى ابراز اسم اللَّه كرده و آن را مبتدا ساخته و كلام در عطف * ( ثُمَّ اللَّه يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الآخِرَةَ ) * بر طريق عطف ثم يعيد است كه مذكور شد * ( يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ ) * عذاب مىكند از روى عدل هر كه را خواهد تعذيب او را از اهل معصيت * ( وَيَرْحَمُ مَنْ يَشاءُ ) * و مىبخشد بر وجه فضل هر كه را خواهد بخشش او را بتوبه يا از روى فضل * ( وَإِلَيْه تُقْلَبُونَ ) * و به حكم او باز گرديده خواهيد شد در روز جزا يعنى اى منكران بعث شما را رد خواهد كرد به حال حيات در آخرت كه در او مالك نفع و ضرر نيست مگر او و گفتهاند عذاب بخذلان است و رحمة بتوفيق و در كشف آورده كه عذابش از روى عدلست و رحمتش از راه فضل هر كه را خواهد با وى طريقه عدل مرعى داشته از پيش براند و هر كه را خواهد با وى فضل نمايد و بلطف خويش او را به خود بخواند و در زاد المسير آورده كه عذاب بزشت خوئيست و رحمت بخوش خلقى و نزد بعضى عذاب و رحمت بميل دنيا است و به ترك آن و يا بحرص و قناعت و يا بمتابعت معصيت و ملازمت سنة ريا بتفرقهء خواطر و جمعيت دل و قشيرى گفته كه عذاب به آنست كه بنده به خود گذاشته شود و رحمت به آنكه حقتعالى به خود متكفل كار او شود و ميتواند بود كه منكران بعث بابراهيم گفته باشند كه هر گاه عذاب در دنيا نباشد پس ما باك از
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٢٦