به جهت غرضى از اغراض باشد از تفخيم يا تهويل يا تنويه و غير از حاصل كه ايراد قصهء نوح جهت تسليهء سيد انام است و تنبيه بر كشيدن ايذا از قوم و تهديد مكذبان بذكر طوفان يعنى نوح نهصد و پنجاه سال تمام جفاى قوم كشيده و با وجود اين از دايرهء دعوت اصلا قدم بيرون ننهاده و هيچكس از ايشان در اينمدت بوى نگرويدند * ( فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ ) * پس فرا گرفت آن قوم را عذاب طوفان * ( وَهُمْ ظالِمُونَ ) * در حالتى كه ايشان ستمكاران بودند بكفر و در گذشتگان از طريق حق كه اسلامست و طوفان عبارتست از هر چيزى كه بكثرت و غلبه اطافت و احاطت نمايد از سيل يا ظلام يا غير آن * ( فَأَنْجَيْناه ) * پس نجات داديم نوح را * ( وَأَصْحابَ السَّفِينَةِ ) * و ياران كشتى را يعنى هر كه با وى بود از مؤمنان و هر چه با او بود از انواع جانوران مرويست كه كسانى كه بوى گرويده بودند از اولاد و اتباع هشتاد كس بودند و نزد بعضى هفتاد و هشت نصفى رجال و نصفى اناث از محمد بن كعب مرويست كه ده كس بودند پنج مرد و پنج زن و از جملهء ايشان سام و حام و يافث بودند كه از اولاد نوحند و زنان ايشان و در روايت ديگر از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه هشت كس بودند نوح و اهل او و سه پسر وى با سه زن ايشان * ( وَجَعَلْناها ) * و گردانيديم كشتى را با واقعه و حادثهء قوم نوح و قصهء ايشان را * ( آيَةً ) * دلالتى و يا عبرتى * ( لِلْعالَمِينَ ) * براى عالميان تا بدان استدلال كنند بر صدق نوح و كفر قوم او و يا پند گيرند و متعظ شوند به آن و تفصيل قصهء نوح عليه السّلام در سورهء هود مذكور است و قوله * ( وَإِبْراهِيمَ ) * عطف است بر نوح يعنى فرستاديم ابراهيم خليل را بسوى قوم او و گويند منصوبست با ذكر مقدر يعنى ياد كن اى محمد ( ص ) قصهء ابراهيم را * ( إِذْ قالَ لِقَوْمِه ) * وقتى كه گفت مرقوم خود را اين ظرف ارسلنا است يعنى ارسال كرديم ابراهيم را بقوم وقتى كه كامل بود و تمام شد عقل و نظر او و عارف شده به حق و بمرتبهء رسيده كه قوم خود را وعظ تواند گفت و بايمان دعوت تواند نمود در اين حال امر كرد ايشان را بطريق حق و گفت * ( اعْبُدُوا اللَّه ) * بپرستيد خداى را و يا بدل اشتمال ابراهيم است بنا بر تقدير اذكر چه آن مشتمل است بر آنچه در او است يعنى ياد كن اين را كه چون گفت ابراهيم مر گروه خود را كه پرستش نمائيد خداى را بوحدانيت * ( وَاتَّقُوه ) * و بترسيد از عذاب او بفعل طاعت و ترك معصيت * ( ذلِكُمْ ) * اين اتقا و عبادت * ( خَيْرٌ لَكُمْ ) * بهتر است مر شما را از آنچه بر آنيد از دين و آئين خود * ( إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * اگر هستيد كه ميدانيد خير را از شر و نفع را از ضرر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٢٣