تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
نعلين وى بهتر از دوال نعلين صاحبش باشد در آيهء * ( تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ ) * الى آخره داخلست و فضيل چون اين آيه خواندى گفتى ذهبت الامانى آرزوهاى باطل نيست گشت و در خبر است كه عمر ابن عبد العزيز اين آيه را تكرار ميكرد تا آنكه قبض روح او شد صاحب بحر آورده كه سراى رضا مر جماعتى راست كه از ارواح مقدسه‌اند يعنى پاك شده‌اند از ادناس صفات نفسانيه كه در زمين بشريت طالب علو نباشند چون نفوس فراعنه و جبابره و فساد نجويند يعنى نظر را از غير حضرت عزت برداشته التفات به هيچ كس و به هيچ چيز ننمايند و عالم ملك و ملكوت را به تصرف مالك الملوك باز گذارند تا بملكيت و مالكيت هر تصرفى كه در كون خواهد كند و ايشان را بر آن زبان اعتراض نبود * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ ) * هر كه بيايد بخصلت نيكو يا معرفتى بتوحيد يا طاعتى باخلاص يعنى اتيان نمايد به اين در دنيا * ( فَلَه خَيْرٌ مِنْها ) * پس مر او راست ثواب نيكوتر و بهتر از آن خصلت يا معرفت يا طاعت در آخرت ذاتا و قدرا و وصفا كه آن نعيم ابدى جنت است و تعظيم و تبجيل سرمدى * ( وَمَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ ) * و هر كه بيايد ببدى چون شرك و تكذيب و غير آن و اقدام نمايد به آن * ( فَلا يُجْزَى الَّذِينَ ) * پس جزا داده نشوند آنان كه * ( عَمِلُوا السَّيِّئاتِ ) * كردند بديها را * ( إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * مگر مثل آن چيزى كه بودند در دنيا كه عمل ميكردند ملخص معنى آنست كه ثواب حسنه بهتر از آن خواهد بود و پاداش سيئه به مثل آن و وضع مظهر يعنى الذين عملوا السيئات در موضع مضمر كه فلا يجزون است بجهة تهجين و تقبيح حال بدكاران است بتكرار اسناد سيئه بد ايشان و فايدهء اين صورت انزجار عقل است از ارتكاب سيئات و زيادتى تبعيض سيئات در قلوب مؤمنين و مؤمنات و حذف مضاف در ما كانوا يعملون كه آن مثل ما كانوا است و اقامت مضاف اليه در مقام آن بجهة مبالغه است در مماثلث و مقادير ثواب و عقاب بر وجه ضعف و مثل و وجه استحقاق آن جز خدا نداند آورده‌اند كه چون حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله در وقت هجرت از مكه بمدينه ميرفتند بجحفه رسيد شوق جرم كعبهء معظمه و آرزوى مولد آباى گرام او در خاطر مباركش ظاهر گشت جبرئيل آمد و گفت اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله خداى تعالى ترا سلام مىرساند و ميگويد اندوهگين مباش از مفارقت مكه كه من ترا با فتح و ظفر و اكرام و اعز از هر چه تمامتر به مكه در آورم و اين آيه بر او نازل ساخت كه * ( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ ) * بدرستى كه آنكه فرض كرده است * ( عَلَيْكَ الْقُرْآنَ ) * بر تو تبليغ و تلاوت قرآن و عمل به او امر و نواهى آن * ( لَرادُّكَ ) * هر آينه باز گرداننده است ترا * ( إِلى مَعادٍ ) * بجاى باز گشت يعنى مكه و تنكير آن بجهة عظم شان آنست و بجهة غلبهء شوق آن حضرت به آن و قهر و غلبهء
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 110 | الملا فتح الله الكاشاني