در قصص ابنيا و امم ايشان يا در قصه يوسف و برادران او * ( عِبْرَةٌ ) * اعتبارى و پندى * ( لأُولِي الأَلْبابِ ) * مر خداوند عقول خالصه را كه از مثل آنچه برادران او كردند اجتناب كنند و بر بليات و مصايب صابر باشند تا بسعادت دارين فايز گردند سلمى از امام جعفر صادق نقلكرده كه مراد از الباب اسرار است پس اعتبار گرفتن از اين قصه ها ارباب اسرار را باشد و حقايق كلام در آينه دل بىغل ايشان روى نمايد * ( ما كانَ ) * نيست قرآن * ( حَدِيثاً يُفْتَرى ) * سخنى كه بر بافته شده باشد * ( وَلكِنْ ) * و ليكن هست * ( تَصْدِيقَ الَّذِي ) * مصدق آن چيزى كه بوده * ( بَيْنَ يَدَيْه ) * پيش از او از كتب الهى يعنى موافق آن در راستى و درستى * ( وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ ) * و بيان كننده همه چيزها كه محتاج اليه باشد در دين و دنيا چه هيچ امر دينى نيست مگر كه مستند است به قرآن بىواسطه يا بواسطه * ( وَهُدىً ) * و راه نماينده است مر سالكان طريق حقرا * ( وَرَحْمَةً ) * و وسيله رحمت و بخشش است * ( لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * مر گروهى را كه بگروند بتوحيد خدا و نبوة خاتم الانبياء صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم .
سورة الرعد
مكى است همه آن نزد ابن عباس و عطا و پيش كلبى و مقاتل آية آخرين مد نيست و در حق عبد اللَّه بن سلام نازل شده و حسن و عكرمه و قتاده گفتهاند كه اين سوره مدنيست مگر آية وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِه الْجِبالُ و آيتى كه بعد از آنست كه اين هر دو آيه در مكه نازل شده و عدد آيات آن چهل و هشت است نزد شامى و چهل و هفت بعدد بصرى و چهل و چهار نزد اهل حجاز و چهل و سه بعدد كوفى و اختلاف در پنج آيه است لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ الظُّلُماتُ وَالنُّورُ از غير كوفى الأَعْمى وَالْبَصِيرُ و سُوءُ الْحِسابِ شامى مِنْ كُلِّ بابٍ عراقى و شامى ابى بن كعب از پيغمبر ص روايت كرده است كه هر كه سوره رعد را بخواند حقتعالى بعدد هر ابرى كه بر روى آسمان واقع شده و خواهد شد تا روز قيامت براى وى حسنه بنويسد و روز قيامت از جمله موقنان باشد بعهد خداى و ابو عبد اللَّه ع فرمود كه هر كه سورة الرعد را بسيار خواند حق تعالى او را بيحساب ببهشت بر دو شفاعت دهد او را در جميع اهل البيت و برادران دينى او كه او ايشان را شناسد و بدانكه چون حقتعالى ختم سوره يوسف كرد بذكر قصص انبياء عليهم السلام افتتاح اين سوره كرد به آنكه جميع آن از آيات كتابست و انزال آن به حق و صدق و فرموده سورة الرعد سبع و اربعون آيات مكيه