تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ المر ) * نزد بعضى علماى تفسير حروف مقطعه مختصرات كلماتاند كه دلالت بر صفات الهى مىكند چنان كه در المر الف الاء او است و لام لطف بىمنتهاى او است و ميم ملك بىزوال او است و را رافت پر كمال اوست قول بعضى آنست كه برخى از اينحروف دلالت بر اسماء الهى دارد و بعضى بر افعال چنانچه المرا كه بمعنى انا اللَّه اعلم و ارى است يعنى منم خداى كه ميدانم احوال خلقان را و ميبينيم افعال و اقوال بندگان را * ( تِلْكَ ) * اين آيات * ( آياتُ الْكِتابِ ) * آيتهاى قرآنست يا آيات سوره كامله است * ( وَالَّذِي أُنْزِلَ ) * مجرور المحل است بر معطوف بر كتاب يعنى اين آيات از آيتهاى آن چيزى است كه فرو فرستاده شده است * ( إِلَيْكَ ) * بسوى تو * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از نزد پروردگار تو يعنى همه قرآن اين عطف احدى الصفتين است بر ديگرى بنا بر آنكه مراد بكتاب قرآن باشد و يا عطف عام بر خاص بر تقدير اينكه مراد به آن كتاب سوره باشد * ( الْحَقُّ ) * خبر مبتداى محذوفست اى هو الحق يعنى كتاب مذكور درست و راست است و مىتواند بود كه الذى مرفوع المحل باشد بابتدائية و قوله الحق خبر ان يعنى آن چيزى كه حقتعالى به تو انزال كرده حق است و صدق پس بدان متمسك شو و بدان عمل كن اين جمله بمشابه حجت است بر جمله اولى و تعريف خبر دالست بر اختصاص منزل بحقيت كه هيچ مزيتى بر آن نيست * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ ) * و ليكن بيشتر مردمان از اهل مكه * ( لا يُؤْمِنُونَ ) * نميگروند بدان به جهت عدم تفكر در معانى آن * ( اللَّه ) * خداى به حق * ( الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ ) * آنست كه برداشت آسمانها را يعنى بيافريد آن را بر داشته * ( بِغَيْرِ عَمَدٍ ) * بيستونها * ( تَرَوْنَها ) * كه ببينيد شما آن را اين صفت عمد است كه جمع عماد است چون اهب و اهاب و يا جمع عميد چون اديم و ميتواند بود كه جملهء مستانفه باشد براى استشهاد برؤيت ايشان سماوات را يعنى شما مىبينيد آسمانها را مرفوع بىستون و بنا بر اول لازم مىآيد كه آسمانها را ستون باشد اما مرئى نشود و گويند كه او ستون قدرت كامله او است سبحانه كه آسمان بدان مرفوع است و در فوايد السلوك آورده كه بارى تعالى سقوف عاليه و سطوح مرتفعه سماوات را بىقائمه كه ادراك بتوانيد كرد برافراشت و بيستونى كه مشاهده توانيد نمود بلند برداشت يعنى ستون هست اما مخفى است و قائمه موجود است و ليكن غير مرئيست و آن عدالت او سبحانه است كه بالعدل