تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
* ( وَما أَرْسَلْنا ) * نفرستاديم * ( مِنْ قَبْلِكَ ) * پيش از تو برسالت * ( إِلَّا رِجالًا ) * مگر مردانى را كه يوحى إليهم وحى فرستاده شد بديشان و حفص نُوحِي ميخواند يعنى ما وحى كرديم بايشان * ( مِنْ أَهْلِ الْقُرى ) * از اهل شهر ها و ديهها زيرا كه اهل بلاد و قرى اعلم و اعقلاند از اهل به دو و مع ذلك قساوة و ظلم غالب است بر اهل باديه و در وسيط از حسن بصرى نقل كرده كه حقتعالى هرگز پيغمبرى بخلق نفرستاد كه از اهل باديه باشد يا جن و يا از زنان * ( أَ فَلَمْ يَسِيرُوا ) * آيا سير نميكنند كافران * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين شام و يمن بر ديار عاد و ثمود نميگذرند يعنى بايد كه بر آن بگذرند * ( فَيَنْظُرُوا ) * پس همه ببينند به نظر عبرت كه * ( كَيْفَ كانَ ) * چگونه بود * ( عاقِبَةُ الَّذِينَ ) * آخر كار و سرانجام آنان كه * ( مِنْ قَبْلِهِمْ ) * پيش از ايشان بودند از مكذبان و متكبران تا از ايشان پند گرفته از تكذيب پيغمبر و قرآن حذر كنند و يا از كسانى كه مشعوف بودند به دنيا و متهالك در آن و آخر از آن منقلع شدند و آن را بگذاشتند * ( وَلَدارُ الآخِرَةِ ) * و هر آينه سراى آخرت يعنى بهشت و نعمة آن * ( خَيْرٌ ) * بهتر است از لذات فانيه دنيا * ( لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ) * مر آنان را كه پرهيز كنند از شرك و نافرمانى پس اى محمد ايشان را بگوى * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * آيا تعقل نميكنيد و نميانديشيد تا بدانيد كه بهتر است آخرة صفت موصوف محذوفست از قبيل صلاة الاولى اى و الدار الحال الآخرة و الساعة الآخرة او الحياة الآخرة پس براى تسليه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله بيان احوال مكذبان امم سابقه مىكند بقوله * ( حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ ) * اين غايت محذوفست و كلام سابق دالست بر آن يعنى بايد كه معاندان زمان تو بتمادى ايام حياة و دولة خود مغرور نشوند كه ما امم ماضيه را مهلت داده‌ايم تا آن گاه كه نوميد شدند فرستادگان ما از ايمان ايشان * ( وَظَنُّوا ) * و دانستند رسولان * ( أَنَّهُمْ ) * به آنكه ايشان * ( قَدْ كُذِبُوا ) * بدرستى كه مكذب شدند يعنى كفار بوعده ايمان ايشان را دروغگوى گفتند يا كافران گمان بردند كه رسولان با ايشان دروغ ميگويند در وعد و وعيد * ( جاءَهُمْ نَصْرُنا ) * آمد به پيغمبران يارى كردن يعنى عذاب بر آن قوم فرود آمد * ( فَنُجِّيَ ) * پس رهانيده شد * ( مَنْ نَشاءُ ) * هر كرا خواستيم يعنى پيغمبر و متابعان او * ( وَلا يُرَدُّ ) * و باز گردانيده نشود * ( بَأْسُنا ) * عذاب ما * ( عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ) * از گروه كافران وقتى كه بديشان فرود آيد * ( لَقَدْ كانَ ) * بدرستى كه هست * ( فِي قَصَصِهِمْ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 85 | الملا فتح الله الكاشاني