تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
دانسته * ( وَما أَكْثَرُ النَّاسِ ) * و نيستند اكثر مردمان * ( وَلَوْ حَرَصْتَ ) * و اگر چه حرص ورزى بر ايمان ايشان در اظهار آيات و معجزات روشن * ( بِمُؤْمِنِينَ ) * گرويدگان به جهت فرط عناد و تصميم و اصرار ايشان در كفر و فساد مراد بحرص در اين مقام طلب چيزيست بغايت اجتهاد و نهايت كوشش * ( وَما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْه ) * و نميخواهى از ايشان بر تبليغ رسالت و اداء احكام شريعت يا بر خواندن قصص قرآنى * ( مِنْ أَجْرٍ ) * مزدى چنان كه قصه جوانان ميخوانند تا صارف ايشان باشد از اجابت دعوت * ( إِنْ هُوَ ) * نيست قرآن * ( إِلَّا ذِكْرٌ ) * مگر پندى از خداى * ( لِلْعالَمِينَ ) * مر عالميان را كه بخوانند و بدانند و بدان متعظ شوند * ( وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ ) * و بسا نشانهاى قدرت و دلايل داله بر وجود صانع و حكمة بالغه او و توحيد او * ( فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * در آسمانهاى و زمينها است كه آن معاندان * ( يَمُرُّونَ عَلَيْها ) * ميگذرند بر آن * ( وَهُمْ عَنْها ) * و ايشان از آن آيتها * ( مُعْرِضُونَ ) * روى گردانندگاناند يعنى نه در آن تفكر مىكنند و از آن عبرت ميگيرند و آيات آسمان مثل خلق آفتاب و ما هست و ستارگان و سير ورود ايشان بر يك و تيره كه از آن وضع مختلف نميشوند و متضمن فوايد بسيار و منافع بيشمار است بر بندگان و آيات زمين چون انواع حيوانات و نباتات از اشجار و انوار و اثمار و از ساير جمادات كه مصالح و حكم بسيار در آن مندرجست و هر يك دلالت واضحه دارند بر صانع حكيم قدير عليم و بر وحدانيت و قاهريت او و غير آن از آثار امم سابقه كه به جهت نافرمانى مستاصل شدند * ( وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ ) * و نميگروند بيشتر مردمان * ( بِاللَّه ) * به حق تعالى و صفات كمال و نعوت جلال او و اقرار نميكنند بوجود او و خالقيت او * ( إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ ) * مگر كه ايشان شرك آورندگاناند بعبادت غير او و گويند مراد از اين گروه كفار مكه‌اند كه گفتند ربنا اللَّه و در عقب آن در آوردند كه الملائكة بنات اللَّه يا يهود كه ايمان آوردند به خدا و گفتند عزيز ابن اللَّه يا نصارى كه به خدا گرويدند و گفتند المسيح بن اللَّه و از ابن عباس نيز مرويست كه مراد مشركان مكه‌اند كه چون ايشان را گفتند شما را كه آفريد گفتند خدا بعد از آن با اين اقرار بت ميپرستدند و ميگفتند كه اينها انبازان خدايند و شفيعان ما و بروايتى ديگر از ابن عباس مراد شركت ايشانراست در قلبيه كه ميگفتند لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك تملكه و مالكه از عطا روايتست كه چون ايشان را رنجى از قحطى و بيمارى و غير آن رسيدى استكشاف آن از خداى كردندى كقوله وَإِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّه الايه و چون حقتعالى كشف آن فرمودى باز بر سر شرك و كفر خود شدندى و خداى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 83 | الملا فتح الله الكاشاني