را كه در مصر است * ( إِنَّه هُوَ الْعَلِيمُ ) * بدرستى كه او است دانا به حال من و حال شما * ( الْحَكِيمُ ) * راست كار در آنچه مىكند يعقوب از غايت ملال توجه به بيت الاحزان فرمود * ( وَتَوَلَّى عَنْهُمْ ) * و روى بگردانيد از فرزندان * ( وَقالَ يا أَسَفى ) * و گفت اى اندوه و شدت حزن من * ( عَلى يُوسُفَ ) * بر فراق يوسف اسف اشد حزنست و حسرت و الف بدل يا متكلم و در تقدير اينست كه ( يا اسفى تعالى فهذا او انك ) يعنى اى
شدت و حزن و اندوه توجه به من نماى كه وقت تست و حصر تاسف بر يوسف و عدم ذكر اخوان به جهت آن بود كه مصيبت يوسف ( ع ) مجامع قلب او را احاطه كرده بود و نيز علم بحيات بن يامين و روبيل داشت و بحياة يوسف عالم نبود و در حديث آمده كه حقتعالى كلمه استرجاع كه إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ است نزد مصيبت به هيچ امتى عطا نفرمود مگر امت مرحومه را و از اينجا است كه يعقوب در حين مصيبت فرزندان استرجاع نكرده و گفت يا اسف على يوسف صاحب كشاف آورده كه حضرت رسالت ( ص ) از جبرئيل پرسيد كه شدت حزن و اندوه يعقوب بچه مرتبه بود در مفارقت يوسف جبرئيل فرمود كه برابر هفتاد مادر فرزند مرده حضرت فرمود كه او را چه مزد دادند گفت مزد صد شهيد آرى هيچكس را در مفارقت برابر يعقوب دل نسوخت چهل سال و بقول حسن بصرى هشتاد سال از ابتداء زمان فراق يوسف تا وقت وصال او چشم يعقوب از گريه خشك نشد و از ياد فراق جگر گوشه پشت مبارك او خميدگى يافت * ( وَابْيَضَّتْ عَيْناه ) * و سفيد شد هر دو چشم او * ( مِنَ الْحُزْنِ ) * از اندوه يعنى به جهت بسيارى اندوه و گريه روشنى از او زايل گشت و گويند كه مشرف بر عمى شد و چيزى نمىديد مگر اندكى و نزد بعضى سفيدى چشم كنايه از بعد انتظار است هم چنان كه كسى گويد كه چندان چشم به راه داشتم كه هر دو چشمم سفيد شد و قول اصح آنست كه او نابينا شد * ( فَهُوَ كَظِيمٌ ) * پس او پر بود از خشم فرزندان و دلش ممتلى بود از غيظ اولاد و از مقاتل مرويست كه يعقوب شش سال اعمى بود و در ايندليلست بر جواز تاسف و بكا نزد تفجع و شايد كه امثال اين در تحت تكليف داخل نباشد چه نزد شدائد مهلكه و مصائب مفرطه مالك نفس خود نميتوان شد و حضرت رسالت ( ص ) در فراق فرزند خود ابراهيم بغاية گريان شد و فرمود
القلب يحزن و العين تدمع و ما نقول ما يسخط الرب و انا عليك يا ابراهيم لمحزون
يعنى دل من محزون شد و چشم من گريان گشت و نميگويم چيزى را كه خدا را بغضب آورد و اى ابراهيم من بر فراق تو بسيار غمگين و اندوهناك شدهام القصه چون فرزندان فرياد يا اسفى شنيدند و اضطراب پدر را مشاهده نمودند * ( قالُوا ) * گفتند * ( تَاللَّه تَفْتَؤُا ) * به خدا قسم كه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٧٠