تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
نقاب بسته از تخت فرود آمده او را در ربود و بر سر دست آورده بر زمين نهاد و گفت اى كنعانيان شما به زور خود مغرور و بقوة خود معجب شديد مىپنداريد كه مهم شما به زور خود از پيش ميرود چون ايشان ديدند كه مهم به زور از پيش نميرود از در زارى و تضرع درآمدند * ( قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ ) * گفتند اى عزيز * ( إِنَّ لَه ) * بدرستى كه بنيامين را * ( أَباً ) * پدريست * ( شَيْخاً كَبِيراً ) * كه پير و بزرگ سالست و عظيم قدر و بعد از هلاك پسر خود يوسف به دو انس و الفت دارد * ( فَخُذْ أَحَدَنا ) * پس فراگير يكى از ما را به بندگى * ( مَكانَه ) * بجاى او و او را رها كن * ( إِنَّا نَراكَ ) * بدرستى كه ما مىبينيم ترا * ( مِنَ الْمُحْسِنِينَ ) * از نيكوكاران نسبت بما پس احسان خود را باتمام رسان فما الاحسان الا بالتمام و يا عادت تو احسان كردنست پس عادت خود تغيير مفرما * ( قالَ مَعاذَ اللَّه ) * گفت يوسف كه پناه ميگيرم به خدا پناه گرفتنى * ( أَنْ نَأْخُذَ ) * از آنكه بگيريم * ( إِلَّا مَنْ وَجَدْنا ) * مگر آن را كه يافته‌ايم * ( مَتاعَنا عِنْدَه ) * متاع خود را نزد او و اگر بجاى او ديگرى را بگرييم * ( إِنَّا إِذاً ) * بدرستى كه باشيم آن هنگام * ( لَظالِمُونَ ) * هر آينه ستم كاران درم ذهب شما چه بفتوى شما اخذ غير در مقام كسى ظلم است * ( فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا ) * پس آن وقت كه نوميد شدند * ( مِنْه ) * از يوسف و دانستند كه برادر را بايشان نميدهد * ( خَلَصُوا نَجِيًّا ) * بيك كناره شدند در حالتى كه رازگويان بودند و از هر گونه تدبير كنندگان بدانكه استيأسوا بمعنى يئسوا است و زيادتى سين و تا جهت مبالغه است و نجيا حالتست بمعنى يناجين و توحيدان به جهت آنست كه مصدر است و يا بر وزن او است كقولهم هم صديق و از جمله اسرار ايشان به يكديگر در خلوت اين بود * ( قالَ كَبِيرُهُمْ ) * گفت بزرگ ايشان در سن يعنى روبيل يا در خرد يعنى يهودا و على بن ابراهيم گفته كه لاوى بود گفت كه * ( أَ لَمْ تَعْلَمُوا ) * آيا نميدانيد شما * ( أَنَّ أَباكُمْ ) * آن را كه پدر شما * ( قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ ) * بتحقيق كه فرا گرفته است از شما * ( مَوْثِقاً ) * عهدى و پيمانى محكم * ( مِنَ اللَّه ) * از خداى يعنى سوگند خورده‌ايد به خدا و عهد كرده‌ايد كه محافظة ابن يامين كنيد و يا سوگند خورده‌ايد بمحمد ( ص ) كه پيغمبر آخر الزمانست كه شما دربارهء وى غدر نكنيد اكنون اين صورت واقع شده * ( وَمِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ ) * و پيش از اين تقصير كرديد * ( فِي يُوسُفَ ) * در شان يوسف ما مزيده است يا مصدريه و چون صورتحال بر اين منوالست * ( فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرْضَ ) * پس من جداى نميشوم از زمين مصر يعنى از اينشهر بيرون