* ( نَحْنُ وَلا أَنْتَ ) * نه ما و نه تو بلكه چون زمان اينوعده در رسد حاضر شويم * ( مَكاناً سُوىً ) * در جايى كه مساوى باشد مسافت قوم ما و تو به آن و يا مكانى مستوى و همواره كه در او بلندى و پستى نباشد تا همه مردم به تو نظاره توانند كرد و بدانكه سوى مصدر است بمعنى فاعل اى مكانا مستويا و موعد بمعنى مصدر است نه اسم مكان يا زمان بدليل لا نخلفه چه اخلاف ملايم زمان و مكان نيست و انتصاب مكانا بفعليست كه مدلول عليه مصدر است نه بمصدر زيرا كه موصوفية او مانع عاملية او است يا بدليه است از موعدا بر تقدير مكان كه مضاف باشد بموعدا و بنا بر اين طباق جواب در قوله تعالى * ( قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ ) * من حيث المعنى باشد چه يوم الزينة دالست بر مكانى كه مشتهر باشد به اجتماع مردمان
در آن در آن روز و معنى آيه آنست كه گفت موسى در جواب فرعون كه زمان وعده شما روز آرايش قبطيانست و آن روز عيد بود مر اهل مصر را كه همه آراسته در موضعى حاضر شدندى و تماشا كردندى يا روز نوروز يا عاشورا و سعيد بن مسيب گفته كه آن روز بازارى بود كه خود را بياراستندى و به آن بازار شدندى و تعيين اينروز بجهة آن بود تا ظهور حق و زهوق باطل على رؤس الاشهاد سمت وقوع پذيرد و خبر آن به اطراف و اكناف عالم رسد و قوله * ( وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ) * عطفست بر يوم و مرفوع المحل يا بر زينة و مجرور المحل يعنى موعد شما آنست كه جمع كرده شوند مردمان در چاشتگاه يا زمان وعدهء شما در روزيست كه فراهم آورده شوند مردمان در چاشتگاه كه محل كمال نورانيت روز است تا همه كس آن را بيمانع كدورت هوا بينند و او ابلغ باشد در حجة و ابعد از شبههء موسى ( ع ) گفت موعد ما روز اجتماع آدميان است بوقت چاشت
* ( فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ ) * پس برگشت فرعون از مجلس و بخلوت در آمد و به جهت جمع كردن سحره راى زد و كسان را به اطراف و جوانب و ولايات مصر فرستاد * ( فَجَمَعَ كَيْدَه ) * پس جمع كرد آن چيزى را كه به آن مكر و كيد كنند يعنى سحره و آلات سحر * ( ثُمَّ أَتى ) * پس آمد بوعده گاه با ساحران از ابن عباس مرويست كه سحره هفتاد و دو مرد بودند از قبط و باقى از بنى اسرائيل و بروايتى ديگر ايشان چهار صد بودند با هر يكى خروارى از چوب و رسن و در بعضى تفاسير آمده كه ايشان سى هزار و بروايت ديگر هفتاد هزار بودند با هر يكى عصائى و ريسمانى و اول اصح است و چون فرعون و ساير قبطيان كه تابع او بودند با جميع سحره روز ميعاد در آن مكان جمع شدند * ( قالَ لَهُمْ مُوسى ) * گفت موسى مر جادوان را بعد از ملاقات از روى وعظ و تهديد كه اى قوم * ( وَيْلَكُمْ ) * واى بر شما * ( لا تَفْتَرُوا ) * افترا مكنيد و مبنديد * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خداى دروغ را كه آيات او را سحر گوئيد و خواهيد كه به آن معارضه كنيد يا دروغ بر خدا مبنديد بشركت ديگرى با
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٧٧