او * ( فَيُسْحِتَكُمْ ) * كه مستاصل گرداند و از بيخ بركند شما را * ( بِعَذابٍ ) * بعذابى كه نازل گرداند بر شما ليسحتكم كه روايت حفص است ماخوذ است از اسحات نيز بمعنى ليسحتكم است كه مشتق از سحت است يقال ( سحته اللَّه و اسحته اذا استاصله و اهلكه ) * ( وَقَدْ خابَ ) * و بدرستى كه بىبهره و نوميد مانده * ( مَنِ افْتَرى ) * هر كه افترا كرد بر خدا و امر باطل را به او نسبت داد و بدانكه كلمهء ويل تهديد و وعيد است و منصوبست بفعل محذوف و تقدير اينكه ( الزمكم اللَّه الويل و العذاب ) و ميتواند بود كه منصوب باشد به ندا اى يا ويلكم مانند يا وَيْلَنا پس مراد از آن خواندن مردمان باشد به گفتن كلمهء ويل بر ايشان و نزد بعضى ويلكم مركب است از وى و لكم و بنا بر اين مبتدا و خبر باشد يا بمنزلهء أ تعجب لكم القصه چون سحره اينكلام را از موسى استماع كردند * ( فَتَنازَعُوا ) * پس گفت و شنود كردند * ( أَمْرَهُمْ ) * در كار خود * ( بَيْنَهُمْ ) * ميان يكديگر با هم گفتند اينكلام بكلام ساحران نميماند * ( وَأَسَرُّوا النَّجْوى ) * و پنهان داشتند راز گفتن خود را از ملازمان فرعون و آخر بر اين قرار دادند كه اگر او بر ما غالب شود متابعت او كنيم و بخداى او بگرويم و اگر ما بر او غالب شويم ساحر است در دست فرعون هلاك خواهد گرديد آوردهاند كه فرعون از غرفه ديد كه ايشان با يكديگر سخنى ميگويند و مساره ميكنند پرسيد كه اينسحره چه مىگويند ايشان از ترس فرعون * ( قالُوا ) * گفتند * ( إِنْ هذانِ ) * بدرستى كه اين هر دو يعنى موسى و هارون * ( لَساحِرانِ ) * جادوانند و گويند كه تنازع و اختلاف و تشاور ايشان در اين بود كه بچه نوع با موسى معارضه كنند و نزد بعضى ضمير راجع بفرعون و قوم او است و قوله * ( إِنْ هذانِ لَساحِرانِ ) * تفسير أَسَرُّوا النَّجْوى است يعنى فرعون و كسان او مشاورت كردند در تلفيق اينكلام كه اسناد سحر است بايشان به جهت خوف آنكه مبادا ايشان غالب شوند و مردمان تابع ايشان گردند و بدانكه هذان اسم ان است و بلغت خثعم و بلحارث بن كعب الف تثنية در هر سه حال از اعراب متغير نميشود و اعراب آن تقديريست و اين حرف موافق لغت ايشان واقع شده و يا آن بمعنى نعم باشد و * ( هذانِ لَساحِرانِ ) * مبتدا و خبر و نزد بعضى ديگر اسم ان ضميرشان محذوفست و * ( هذانِ لَساحِرانِ ) * خبر آن و نزد جمعى ديگر اصل كلام آنست كه ( انه هذان لهما ساحران ) و حفص ان بتخفيف ميخواند و آن را ان مخففهء از مثقله ميداند و لام فارق ميان مؤكده و نافيه و يا آنكه او را نافيه ميگيرد و لام را بمعنى الا اى ما هذان الا ساحران يعنى نيستند موسى و هارون مگر جادوان * ( يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ ) * ميخواهند آنكه بيرون كنند شما را * ( مِنْ أَرْضِكُمْ ) * از زمين شما * ( بِسِحْرِهِما ) * بجادويى خود و مملكت مصر را در تصرف خود در
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٧٨