تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
اشعار است بر تخصيص اينفعل به او سبحانه فكانه قال ( انا نحن على مثل هذا و لا يدخل تحت قدرة احد ) يعنى هيچكس جز از ما قادر نيست بر اخراج بلكه مائيم كه بقدرت كامله بيرون ميآوريم به آب باران * ( أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ ) * اصناف گوناگون از رستنى * ( شَتَّى ) * كه پراكنده‌اند و مختلف در كيفيت چه لون و طعم و رائحه و طمع و جنس و نفع و ضرر هر يك مخالف آن ديگر است با وجود اتحاد آب و زمين و اين اختلاف نبات با اتحاد آب و زمين دليلى روشن است بر آنكه اين نه بجهة طبع و دهر است و يا بجهة هوا و ستاره بلكه بفعل عالم قادر حكيم مريد است كه بحسب مصلحة و وفق حكمة و مشية آنها را بطريق متفرقه و انحاء متشتته خلق فرمود و بدانكه تسميهء اصناف بازواج بجهة ازدواج آنها است و اقتران بعضى از آن ببعضى و من من نبات از براى بيانست و صفت ( ازواج و شتى ) نيز صفت آنست و محتملست كه صفت نبات باشد چه نبات از آن حيثيت كه در اصل مصدر است واحد و جمع در او مساويست و آن جمع شتيت است چون مريض و مرضى يعنى اصناف نباتات كه متفرقات الصورند و مختلفات الاغراض و المنافع بعضى براى مردمان و بعضى براى بهايم فلذلك قال جل ذكره * ( كُلُوا ) * بخوريد از آنچه بيرون آورده‌ايم هر چه خوردنى را شايد از اثمار و حبوبات * ( وَارْعَوْا ) * و بچرانيد * ( أَنْعامَكُمْ ) * چهار پايان خود را در چراگاه هر چه خوردنى شما را نشايد از تبن و علوفات جمله فعلية حالست از ضمير فاخرجنا بر ارادهء قول اى اخرجنا اصناف النبات قائلين كلوا و ادعوا يعنى بيرون آورديم انواع نباتات را در حالتى كه گويندگان بوديم به اينكه بخوريد و بچرانيد مراد آنست كه آماده كنندگانيم براى انتفاء شما باكل و علف و اذن دهندگان شما در تصرف در آن * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در اين مذكور شده * ( لآياتٍ ) * هر آينه دلالتها و علامتها است بر قدرت ربانى و وحدت او * ( لأُولِي النُّهى ) * مر خداوندان خرد را كه عقول ايشان ناهى باشد از اتباع باطل و ارتكاب قبايح كه از جملهء آن اقدام است باطعمه و اشربه محرمه و نهى جمع نهيه است بمعنى ما ينهى به و چون موسى بطريق حكايت از حق سبحانه تذكير نعم او كرد بر فرعونيان بعد از آن از روى امتنان اصل خلقت ايشان را به ياد آنها آورده گفت * ( مِنْها خَلَقْناكُمْ ) * از زمين آفريديم شما را يعنى اصل خلقت ايشان را به ياد آنها آورده و گفت پدر شما و اول مواد ابدان شما خاك زمين است و در تبيان آورده كه حق سبحانه فرشتهء ميفرستد تا از خاك موضعى كه مدفن كسى خواهد بود قدرى برميدارد و بر نطفهء كه مادهء وجود او است ميريزد و آن كس از تراب و نطفه مخلوق مىشود و در همان خاك مدفون ميگردد و حق سبحانه از اينخبر ميدهد كه شما را از زمين آفريديم