تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
آورند * ( وَيَذْهَبا ) * و ببرند * ( بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى ) * مذهب شما را كه امثل و افضل مذاهب است و دين خود را ظاهر كنند لقوله تعالى انى اخاف ان يبدل دينكم يا ببرند اهل طريقهء شما را كه بنى اسرائيلاند چه ايشان ارباب دانش و بينش بودند در آن زمان و به سمت فضل و مزية علم و كثرت عدد و عدد متسم كما يق هم طريقة قومهم اى قدوتهم و فلان امثل قومه اى اشرفهم و افضلهم پس معنى آنست كه ببرند اكابر و اشراف شما را يعنى روى دل ايشان از شما بگرداند و بسوى خود متوجه سازند و اينقول اخير منقولست از امير المؤمنين ( ع ) و ثانى از ابن عباس و اكثر مفسرين و اول از جبائى و ابى مسلم و ابن زيد القصه چون فرعون از سحره شنيد كه موسى و هارون ساحرانند و داعيهء اخراج قبطيان دارند از مصر در غضب شده و گفت چون چنين است * ( فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ) * پس جمع كنيد ادوات كيد خود را يعنى آلات سحر و هيچ چيز از آن فرو گذاشت مكنيد و هيچكس از مردمان خود را مگذاريد كه از اين امر متقاعد شود * ( ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا ) * پس بيائيد بوعده گاه در حالتى كه صفزدگان باشيد در عرصهء آن ميدان تا هيبت شما در دل مردم افتد و جهد كنيد تا بر ايشان غالب شويد و گويند اينمقول قول سحره است يعنى ساحران با يكديگر گفتند كه همهء اسباب و ادوات را فراهم آورده متوجه ميقات شويد و بيكبار بر موسى برآئيد تا مضطرب و عاجز شده كارى نتواند ساخت و غلبه ما را باشد * ( وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ ) * و بدرستى كه فوز يافت و بمطلوب خود رسيد امروز * ( مَنِ اسْتَعْلى ) * هر كه بر سرآمد در سحر اينكلام جملهء معترضه است پس همه جادوان صف كشيدند در ميقات و موسى و هارون عليهما السلم در برابر ايستادند و سحره بقولى سيصد خروار چوب و رسن ميان تهى كرده و پر از زيبق ساخته بميدان آوردند بطريق ادب * ( قالُوا يا مُوسى ) * گفتند يا موسى * ( إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ ) * يا آنست كه ميافكنى عصاى خود را * ( وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ ) * يا آنست كه ما باشيم * ( أَوَّلَ مَنْ أَلْقى ) * نخست كسى كه بيفكند چوب و رسن ان با ما بعد خود يا منصوبست بفعل مضمر يا مرفوع به آنكه خبر مبتداى محذوف باشد و تقدير اينكه اختر احد الامرين إلقاؤك اولا او القاؤنا يا آنكه الامر القاؤك اولا او القاؤنا يعنى اختيار يكى از اين دو كار كن كه آن نخست انداختن تو باشد يا انداختن ما يا آنكه اول كار انداختن تست يا انداختن ما موسى را از روى مقابله ادب بادب يا از وجه بىاعتبارى آن و عدم مبالات به آن يا به جهت اضعاف بمراد ايشان كه آن صدور فعل باشد اولا از جانب ايشان * ( قالَ ) * گفت * ( بَلْ أَلْقُوا ) * بلكه شما بيفكنيد اگر محقيد و بر مدعاى خود اثبات حجت ميتوانيد كرد بر آنكه من ساحرم
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 479 | الملا فتح الله الكاشاني