تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
و اتعاب ايشان در افعال صعبه و امور متعبه چون حفر و بنا و نقل احجار عظيمه بدون اجرت تعقيب اتيان به اين قول اولا دليل است بر آنكه تخليص اهل ايمان از كفر اهمست از دعوت ايشان بايمان و ميشايد كه اين بجهة تدريج باشد در دعوت و قوله * ( قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ ) * جملهء مقرره است مر آن چيزى را كه كلام سابق متضمن آنست از دعوى رسالت يعنى بتحقيق كه آورده‌ايم علامتى و معجزهء از نزد پروردگار تو و توحيد آية با آنكه وى صاحب يد و بيضا نيز بود بجهة آنست كه مراد اثبات دعوتست ببرهان نه اشاره به وحدت حجة و تعدد آن و مانند اينست قوله تعالى قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ فَأْتِ بِآيَةٍ أَ وَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ حاصل كه حق سبحانه بموسى و هارون امر كرد كه برويد نزد فرعون و دعوت رسالت كنيد و او را بر دين اسلام دعوت كنيد و بگوئيد كه بر وفق دعوى خود معجزه و برهانى از نزد خدا آورده‌ايم نه آنكه سخن ما محض دعوى باشد بدون اقامة بينه و معجزهء واضحه * ( وَالسَّلامُ ) * و سلام ملايكه يعنى خزنهء بهشت يا جميع فرشتگان يا سلامتى هر دو مرا * ( عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى ) * بر آن كسى است كه پيروى كند راه راست را كه ايمانست بوحدانيت الهى * ( إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا ) * بدرستى كه وحى كرده شده بما يعنى پروردگار ما حكم فرموده * ( أَنَّ الْعَذابَ ) * به آنكه عذاب دنيا و آخرت * ( عَلى مَنْ كَذَّبَ ) * بر آن كسى كه تكذيب كند پيغمبران خدا را * ( وَتَوَلَّى ) * و پشت كرد بر آن و اعراض نمود از آن تغيير نظم و تصريح بوعيد و توكيد در آن بجهة آنست كه تهديد در اول امر اهم و انجع است و بمواقع اليق پس موسى و هارون ( ع ) به حكم الهى بدر بارگاه فرعون آمدند و بعد از مدتى كه ملاقات ميسر شد گفتند ما رسولان پروردگار توايم و ترا بعبادت او ميخوانيم و آن كلمات كه حق سبحانه تلقين ايشان كرده بود ادا كردند * ( قالَ ) * گفت فرعون * ( فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى ) * پس كيست پروردگار شما اى موسى كه مرا بپرستش او دعوت ميكنيد و نكته در خطاب فرعون با موسى و هارون و بعد از آن تخصيص موسى بندا آنست كه موسى اصل بود در تبليغ رسالت و هارون وزير و تابع او بود يا آنكه فرعون ميدانست كه بر زبان موسى عقده ايست و سخن او نيك مفهوم نميشود و برادر او در كمال فصاحت است پس خواست كه او را نزد حضار مجلس انفعال دهد و از انحلال عقده خبر نداشت موسى به زبان فصيح و بيان مليح * ( قالَ ) * گفت * ( رَبُّنَا الَّذِي ) * پروردگار ما آن كس است كه از محض رحمة و عين عنايت * ( أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ ) * داده است هر چيزى را از انواع مخلوقات * ( خَلْقَه ) * صورتى كه لايق حال و شكلى