گزيند كه ديدن او ديدن وى باشد و شنيدن او شنيدن وى و غير او را بر مكنون سر خود مؤتمن نداند حاصل كه حق سبحانه او را از ميان عباد برگزيد و مقرب بارگاه عزت خود گرداند و زمام رسالت و تبليغ در كف كفايت او نهاد و انجاح مسئول او فرموده هارون را ظهير و معاون او ساخت و به او امر فرمود كه * ( اذْهَبْ أَنْتَ ) * برو تو * ( وَأَخُوكَ ) * و برادر تو هارون * ( بِآياتِي ) * بمعجزهاى من و آن نه معجزه بود چنان كه در سورهء اعراف گذشت و يا بحجج ظاهره و دلايل باهرهء من * ( وَلا تَنِيا ) * و سستى مكنيد و تقصير منمائيد * ( فِي ذِكْرِي ) * در رسانيدن پيغام من و دعوت كردن ايشان را به من و يا سست مشويد در ياد كردن من يعنى هر جا كه رويد و باشيد مرا فراموش مكنيد و در طاعت و عبادت من ثابت قدم باشيد و تسميهء تبليغ رسالت به ذكر بر تفسير اول به جهت آنست كه ذكر شامل جميع انواع عبادات و طاعاتست و تبليغ رسالت اجل و اعظمست پس اطلاق اسم ذكر بر آن احرى باشد و قول اول از ابن عباس مرويست و محمد بن كعب گفته كه معنى آنست كه بايد خوف فرعون شما را بر اين ندارد كه در امر من تقصير و تهاون كنيد مرويست كه موسى ( ع ) با سر اهل خود نرفت و ايشان را آنجا گذاشت متوجه مصر شد حق سبحانه بوى وحى كرد كه برادر تو را منصب پيغمبرى كرامت كردهام و تو را نيز در نبوت شريك و معاون وى گردانيدهام و وى متوجه اين صوبست باستقبال وى بيرون رو و گويند هارون بطريق الهام دريافت كه موسى مىآيد يك منزل باستقبال وى بيرون آمده يكديگر را معانقه كردند و كيفيت حالات از يكديگر استخبار كردند و بايشان ندا رسيد كه * ( اذْهَبا ) * برويد هر دو باتفاق * ( إِلى فِرْعَوْنَ ) * بسوى فرعون تكرير امر به ذهاب به جهت آنست كه در اول مخصوص بموسى بود و در اينجا بهر دو تا شريك يكديگر باشند در تبليغ پس بيان باعث بتبليغ ميفرمايد * ( إِنَّه طَغى ) * بدرستى كه فرعون در كفر و عصيان از حد در گذشته است و تمرد و طغيان او بنهايت مزيت رسيده و چون شما نزديك وى رسيد * ( فَقُولا لَه ) * پس سخن گوئيد به او * ( قَوْلًا لَيِّناً ) * سخن گفتنى نرم يعنى مدارا و رفق نمائيد به او و بطريق لطف و حسن خلق دعوت كنيد و در صورت عرض و مشورت در اين باب به او مكالمه نمائيد مثل آنكه هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَأَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى هيچ رغبت دارى كه پاكيزه شوى و از شريك و از شرك و كفر بيرون آيى و من تو را راه نمايم بپروردگار خودت تا از او بترسى و آنچه موجب رضا و خوشنودى او باشد به آن قيام نمايى و يا مبادا كه درشتى كنيد و او به جهت اين در غضب شده در صدد ايذا و اهانت شما بر آيد و ديگر آنكه حقوق تربيت كه بر تو دارد رعايت كرده باشى سدى و عكرمه گفتهاند كه مراد آنست كه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٦٩