او را
بكنية بخوانيد نه باسم چون ابو العباس و بقولى ابو الوليد و ابو المره نيز گفتهاند و نزد بعضى ديگر معنى آنست كه او را وعده دهيد بجوانى كه هرگز به پيرى زايل نشود و بملك و پادشاهى كه هرگز فانى نگردد مگر بموت يعنى مطعم و مشرب و منكح و حكومت و مملكت و ساير مدعيات بر وفق مدعاى تو باشد تا حين انقضاى اجل و چون فوت شوى مستوجب روضهء جنان و حور و غلمان و ساير لذات و مرادات آن جهان شوى و بر هر تقدير مراد آنست كه به او عنف نكنيد * ( لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ ) * شايد كه او پند گيرد بكلام شما و بگرود بوحدانيت حقتعالى * ( أَوْ يَخْشى ) * يا بترسد از عذاب من و چون تذكر بهره متحقق است و خشية حصه متوهم لهذا تقديم تذكر نموده بر خشية و مراد آنست كه اگر صدق شما متحقق شود بر او و متذكر نگردد پس لا اقل متوهم خواهد شد و خايف و خاشى خواهد گشت بدانكه اين جمله مرجية متعلق است به اذهبا يا بقولا تقدير اينست كه باشر الامر على رجائكما و طمعكما انه يثمر و لا يخيب سعيكما يعنى مباشرت نمائيد بر اين امر بر قصد رجا و اميدوارى و طمع شما به آنكه قول شما مثمر ايمان او باشد و سعى شما در اين باب بىبهره نباشد و فايده در ارسال ايشان و مبالغه در اجتهاد نمودن ايشان در دعوت فرعون با آنكه او سبحانه عالم بود بعدم ايمان او الزام حجة است و قطع معذرت او و اظهار آنچه در اثناى آن واقع شود از آيات بينات و دلايل واضحات كه موجب هدايت غير او شود چون سحره و غير ايشان آوردهاند كه چون يحيى بن معاذ آيهء * ( فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً ) * تلاوت نمود بگريست و گفت هذا رفقك به من يقول انا اللَّه فكيف رفقك به من يقول لا إله الا اللَّه اين رفق و لطف تست بآنكس كه گفت انا اللَّه منم خداى پس رفق تو چگونه باشد در حق كسى كه گويد لا إله الا اللَّه نيست هيچ معبودى كه مستحق پرستش باشد مگر معبود به حق و خداوند مطلق ابو القاسم بن حبيب گفت هذا رفقك به من يعاديك فكيف رفقك به من يناديك هذا رفقك به من اقترف فكيف رفقك به من اعترف هذا رفقك به من استكبر فكيف رفقك به من استغفر ابن رفق تست با كسى كه با تو معادات و دشمنى نمود پس چگونه باشد رفق تو به كسى كه منادات و مناجات كند و هميشه تو را خواند اين رفق تست به كسى كه عصيان و شرك نمود پس چگونه بود رفق تو به كسى كه معترف باشد بوحدانيت تو و بنده و مطيع تو باشد اين رفق تست به كسى كه از فرمان تو سركشى كرد و در طريق عتو و طغيان سلوك نمود پس چگونه باشد رفق تو با كسى كه از تو طلب مغفرت كند و سؤال آمرزش نمايد و در تيسير آورده كه چون موسى متوجه مصر شد و اهل خود را در آنجا بگذاشت ايشان در آن شب انتظار بردند و نيامد در روز ديگر خبرى از وى بظهور نرسيد و خبر نيافتند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 470
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٧٠