در آنجا بود و از وهب منبه روايتست كه موسى بيست و هشت سال در مدين بود و ده سال اجير شعيب بود و هيجده سال با دختر وى بود تا از او فرزندان آورد سعيد بن جبير روايت كند كه من ابن عباس را از آيهء * ( فَتَنَّاكَ فُتُوناً ) * پرسيدم فرمود
معناه خلصناك من محنة بعد محنة
يعنى پاكيزه گردانيديم تو را از فزع و جزع نمودن در محنتى پس از محنتى و از جملهء آن محن آن بود كه در سالى متولد شد كه پسران را ميكشتند و مادر او را در دريا انداخت و فرعون قصد قتل او كرد و جمرهء آتش در دهن گرفت بدل ياقوت و دهنش بسوخت و قبطى را بكشت و قصد قتل او كردند و نفس خود را ده سال اجاره داد و در وقت بيرون آمدن از مدين راه گم كرد و در شب تاريك گوسفندان او متفرق شدند و در وادى ايمن خوف و ترس بسيار او را طارى شد و ابن عباس هر يك از امور مذكوره را كه نام ميبرد ميگفت ( فهذه فتنة يا بن جبير ) بعد از آن گفت فتنه محنت است و هر چه بر انسان شاق باشد فتنه است و هر چه خداى تعالى بنده را به آن ابتلا كند فتنه است كقوله وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً بعد از آن ذكر نعمتى ديگر مىكند بر موسى و ميگويد كه * ( ثُمَّ جِئْتَ ) * پس آمدى بر اين وادى * ( عَلى قَدَرٍ يا مُوسى ) * بر اندازهء كه مقرر كرده بوديم اى موسى كه اين جا با تو سخن كنيم در همين وقت و تو را پيغمبرى دهيم نه در وقت ديگر از اوقات سابقه و لا حقه يا بر مقدارى از سن كه وحى كرده مىشود در آن بر انبيا و آن چهل سالگيست كما
قال النبى صلى اللَّه عليه و آله ما بعث اللَّه نبيا الا على راس اربعين سنة
و مقاتل گفته اى على موعد يعنى بر وعدهء كه تو را داده بوديم و تكرار ندا در عقب غايت حكايت به جهت تنبيه ويست بر نعم مذكوره * ( وَاصْطَنَعْتُكَ ) * و برگزيديم و خاص ساختيم * ( لِنَفْسِي ) * براى محبت خود يعنى تو را دوست خود گرفتيم و بالطاف خود مخصوص گردانيديم و يا براى وحى و اداى رسالت نبوت خود تو را برگزيديم و اينقول از ابن عباس منقولست و ذكر نفسى مشعر است بر آنكه محبت اخص شيء است بنفس و تبليغ رسالت و قيام باداى آن بر ارادهء خداى و محبت او است و زجاج گفته كه معنى آنست كه ترا اختيار كردم براى اقامة حجت خود و گردانيدم تو را ميان خود و ميان بندگان خود تا آنكه تو در تبليغ رسالت و مخاطبهء با بندگان و احتجاج بر ايشان قائم مقام من باشى بر وجهى كه گوييا من ايشان را مخاطب ميسازم و احتجاج ميآورم بر ايشان و در كشاف آورده كه اين تمثيل حال موسى است به حال كسى كه بعضى ملوك او را به جهت اهليت و قابليت بجوامع خصال و خصايص افعال به خودش اختصاص دهد و او را مقرب درگاه خود گرداند كه هيچكس اقرب از او نباشد در منزلت و مكانت و او را بكرامت و لطف خود نوازش نمايد و او را بحيثيتى از براى نفس خودش بر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 468
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٦٨