دوستى نكند و اين به جهت آنست كه حكم ازلى تعلق گرفته و بر زبان مبارك رسالت ( ص ) نيز جارى گشته كه اى على هيچ مؤمنى تو را دشمن ندارد و هيچ منافقى تو را دوست نگيرد و ببايد دانست كه تسويف رد كه مدلول عليه سين استقبالست يا به جهت آنست كه اين سوره مكيست و مؤمنان آنجا در نهايت قلت بودند و ممقوت در ميان كفره پس حق سبحانه ايشان را وعده داده كه زود باشد كه اكثر مردمان بشرف اسلام رسند و محب شما شوند و يا آنكه اين در آخرت باشد وقتى كه حسنات ايشان را عرض كنند بر رؤس اشهاد و غل و حقد را از صدور ايشان نزع كنند پس همه محب يكديگر شوند و جميع فرشتگان با ايشان مودت و محبت ورزند و قوله * ( فَإِنَّما يَسَّرْناه ) * خاتمهء سوره و منقطع آنست فكانه قال ( بلغ هذا المنزل و بشر به و انذر فانما يسرناه ) يعنى تبليغ كن بمردمان اين را كه بر تو منزل شده يا بشارت ده به آن و بيم كن پس جز اين نيست كه آسان گردانيدهايم آن را * ( بِلِسانِكَ ) * به زبان تو چه آن را انزال كردهايم بلغت تو كه لغت عربى فصيحست تا آسان باشد بر تو تلفظ و معرفت آن و گويند با بمعنى على است يعنى آن را بر زبان تو سهل و آسان گردانيدهايم و صاحب كشاف گفته كه يا بر اصل خود است به جهت آنكه يسرنا متضمن معنى انزلنا است يعنى انزال اين كرديم بلغت تو * ( لِتُبَشِّرَ بِه ) * تا مژده دهى بان * ( الْمُتَّقِينَ ) * پرهيزكاران را كه از شرك و عصيان اجتناب كردهاند و بدايرهء اطاعت اسلام در آمده * ( وَتُنْذِرَ بِه ) * و بيم كنى به آن * ( قَوْماً لُدًّا ) * گروه ستيزه كنندگان سخت خصومت را كه به جهت فرط خصومت و لجاج شروع كنندگانند در هر لديدى يعنى هر شقى از مراء و جدال و آن جمع الد است مشتق از لدد و لدود بمعنى شدت خصومت مراد اهل مكهاند كه در نهايت عناد و خصومت و لجاج بودند و قوله * ( وَكَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ ) * تخويف ايشانست و تحسير رسول ( ص ) بر انذار ايشان يعنى بسا كه هلاك كرديم قبل از مكه * ( مِنْ قَرْنٍ ) * از اهل زمان يعنى در هر قرنى از قرون قومى از مشركان را هلاك كرديم * ( هَلْ تُحِسُّ ) * هيچ مييابى و مىبينى * ( مِنْهُمْ ) * از آن هلاك شدگان * ( مِنْ أَحَدٍ ) * يكى را * ( أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً ) * يا ميشنوى مر ايشان را آواز پوشيده ركز صوت خفى است و اصل آن مطلق خفا است و منه ركز الرمح اذا غيب طرفه فى الارض و الركاز المال المدفون خلاصهء معنى آنست كه چون عذاب بايشان فرود آمد همه مستاصل شدند نه از ايشان شخصى باقى مانده كه كسى او را به بيند و نه آوازى كه كسى بشنود بلكه موكل قهر الهى با هيچكدام در نساخته و همه را بدست فنا در دام خمول و نسيان انداخته ( كان لم يخلقوا و لم يكونوا ) با آنكه ايشان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٤٤