يعنى مگر آنكه او مملوك او سبحانه باشد و بطريق عبوديت و انقياد و مذلت و خضوع به او راجع شود كقوله وَكُلٌّ أَتَوْه داخِرِينَ پس همه مربوب و محكوم وى باشند و هيچ معبودى غير از او نباشد مگر آنكه او مقر و معترف باشد بعبوديت و بندگى او و دعوى چيزى نكند كه كفار نسبت ميدهند آن را به او از الوهيت و معبودية در اين آيه دلالتست بر آنكه نبوت و عبوديت بهم مجتمع نميشوند پس اگر شخصى مالك پسر خود شود فى الحال بر او متعتق گردد چنان كه در كتب فقهية مسطور است * ( لَقَدْ أَحْصاهُمْ ) * بتحقيق كه او سبحانه حصر كرده است همهء ايشان را يعنى علم او بجميع آنها احاطه كرده بر سبيل تفضيل بحيثيتى كه هيچ فردى از افراد مكونات نيست كه از حوزهء
علم و قدرت او بيرون باشد * ( وَعَدَّهُمْ ) * و شمرده است اشخاص و افعال و اقوال ايشان را * ( عَدًّا ) * شمردنى پس هيچ چيز از احوال و اعداد ايشان مخفى بر او نيست * ( وَكُلُّهُمْ ) * و همهء ايشان * ( آتِيه ) * آينده گانند بوى * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز يعنى رسندگانند همهء ايشان بمحشر * ( فَرْداً ) * در حالتى كه تنها باشند بىاتباع و انصار و هيچكس مالك امر نباشد در اينرو ز غير از او سبحانه پس هيچ شيء از مخلوقات مجانس او نباشد تا او را ولد خود گيرد و هيچ چيز مناسب او نبود تا او را شريك خود گرداند بعد از آن در بيان حالات اهل ايمان كه قايل بتوحيدند و مبرا از نواقص و معايب ميفرمايد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ) * بدرستى كه آنان كه گرويدهاند به خدا و رسول او * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردهاند عمل هاى پسنديده * ( سَيَجْعَلُ لَهُمُ ) * زود باشد كه بگرداند يعنى احداث كند براى ايشان * ( الرَّحْمنُ ) * خداى بخشاينده * ( وُدًّا ) * دوستى در دلهاى مردمان يعنى مودت و محبت آنها را در دلها افكند بىاسباب و وسايط آن از قرابة و صداقت يا از اصطناع بميراث و غير آن بلكه بمحض اختراع باشد از جانب جناب احديت ابتداء و اين كرامتى است مخصوص باوليا كه او سبحانه ايشان را به او اختصاص فرموده به جهت اعظام و اجلال آنها هم چنان كه رعب و هيبت را قذف كرده در دلهاى اعداى خود كما قال وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ بجهة اظهار قهاريت و غالبيت و عزت خود و بدانكه در معنى اين آيه مفسران را چند قولست يكى آنكه مخصوص است بامير المؤمنين ( ع ) چه هيچ مؤمنين نيست مگر كه دل او مملو است از مودت و محبت آن حضرت و اين قول ابن عباس است و در تفسير ابى حمزهء ثمالى آمده كه
حدثنى ابو جعفر عليه السلام قال قال رسول اللَّه ص لعلى عليه السلام قل اللهم اجعل لى عندك عهد او اجعل لى فى قلوب المؤمنين ودا
و بروايت ديگر
و اجعل لى فى صدور المؤمنين مودة فقالهما على ( ع ) فنزلت هذه الاية
يعنى ابو حمزة در تفسير خود گفته كه ابو جعفر ( ع ) حديث كرد به من كه حضرت رسالت ( ص )
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 442
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٤٢