گفت لا و اللَّه هرگز كافر نشوم به آن حضرت نه زنده و نه مرده و نه روزى كه مبعوث شوم عاص از روى استهزاء و انكار گفت آن روزى كه برانگيخته شوى بيا و وام خود را از من بستان كه اگر آنچه گويى حق است من از تو افضل خواهم بود و مال و فرزند من بيشتر حق سبحانه اين آيه فرستاد * ( أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ ) * آيا ديدى آن را كه نگرويد * ( بِآياتِنا ) * بآيتها و ما و معجزهاى ما يا بآيات قرآنى يا بدلايل وحدت ما ارايت خبر است در معنى اخبر كه امر است و چون رؤيت اقوى سند اخبار است از اين جهت در موضع اخبار مستعمل شده و فا بر اصل خود باقيست كه آن مفيد تعقيبست فكانه قال اخبر بقصة هذا الكافر عقيب حديث اولئك يعنى خبر ده بقصهء اين كافر جاحد در عقب قول كفار كه مذكور شد از كلبى و مقاتل مرويست كه خباب مردى آهنگر بود و براى عاص كار كردى و عاص حق او را تاخير كردى و در دادن اهمال نمودى و خباب به جهت آنكه مردى حليم و بردبار بود در مطالبه مسامحه كردى و چون مسلمان شد عصبيت و غيرت اسلام او را بر آن داشت كه آنچه در ذمهء عاص بى ايمان دارد تقاضا كند و چون در باب تقاضا سختگيرى كرد عاص گفت كه چونست كه بر خلاف عادت خود اينچنين مبالغه ميكنى خباب گفت آن وقت كه من و تو بر يك كيش بوديم مسامحه ميكردم اما امروز كه بشرف اسلام مستسعد شدهام و تو بر كفر خود مصرى و اسلام قبول نميكنى دست از تو باز ندارم تا حق مرا به من بدهى عاص از روى طنز و سخريه گفت شما مىگوييد كه در بهشت زر و سيم بسيار خواهد بود مرا بگذار تا آنچه ميطلبى آنجا به تو دهم چه نصيب من از اموال و اولاد آنجا بيشتر از نصيب تو خواهد بود حق سبحانه فرمود كه اى محمد ( ص ) خبر ده از حال آن كسى كه بآيات ما كافر شد و انكار آن نمود * ( وَقالَ ) * و
گفت به خدا سوگند كه فرداى قيامت * ( لأُوتَيَنَّ ) * هر آينه داده شوم يعنى به من دهند * ( مالًا وَوَلَداً ) * مال و فرزند * ( أَطَّلَعَ الْغَيْبَ ) * آيا مطلع شده بر غيب و لوح محفوظ را مطالعه كرده يعنى عظم شان او بر وجهى رسيده كه مرتقى شده بعالم غيب كه خاصهء كبرياى حضرت احديت است و بر آن ديده ور شده و دانسته و به جهت اين سوگند مىخورد كه مرا در آخرت مال و فرزند باشد * ( أَمِ اتَّخَذَ ) * يا فرا گرفته است * ( عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ) * نزديك خدا عهدى و پيمانى بمدعاى خود چه علم او بدعواى مذكور ازين دو طريق بيرون نيست از ابن عباس مرويست كه مراد بعهد كلمهء شهادتست و نزد قتاده عمل صالح چه وعدهء خدا به ثواب بر شهادت و عمل صالح مانند عهديست بر او سبحانه يعنى آيا او بكلمهء شهادت معترف شده و اعمال صالحه از او بظهور رسيده كه اعتقاد كرده به اينكه در آخرت مال و ولد به او دهند و مرتبهء او را زياده از ديگران گردانند و نزد بعضى مراد اعطاى مال و ولد است به او در دنيا يعنى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 434
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٤