و بعد از آن بجهة بيان آنكه تمتيع ايشان محض استدراج است نه اكرام و عيار كار بر فضل و نقص و رفعت و ضعة است در آخرت است كه دار بقا است نه دنيا كه سراى فنا است فرمود كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) مر ايشان را كه بمال و منال مفتخرند و مستظهر كه غره مشويد و آن را سبب اكرام خود مدانيد زيرا كه * ( مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ ) * هر كه باشد در گمراهى و دورى از راه صواب و طريق حق * ( فَلْيَمْدُدْ ) * پس بايد كه باز گشت خبر است در صورت امر يعنى ممتد ميسازد * ( لَه الرَّحْمنُ ) * مر او را خداى و باز ميكشد عمر او را * ( مَدًّا ) * باز كشيدنى و مهلت ميدهد او را به طول عمر و تمتع به آن اخراج خبر بر لفظ امر ايذان است به آنكه امهال او سبحانه از قبيل شيء است كه حقيق و حريست كه آن را بفعل آرد بجهة استدراج و قطع معاذى را و كقوله إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً و قوله أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيه مَنْ تَذَكَّرَ حاصل كه حق سبحانه مهلت دهد او را و عمر او را دراز گرداند و نعمت پى در پى به او رساند * ( حَتَّى إِذا رَأَوْا ) * تا وقتى كه ببينند * ( ما يُوعَدُونَ ) * آنچه بيم كرده ميشوند بدان ايراد ضمير جمع باعتبار معنى موصولست و قوله * ( إِمَّا الْعَذابَ ) * تفصيل عذاب موعود است يعنى آنچه وعيد ايشانست يا عذابست در دنيا بقتل و اسر و غلبهء اهل اسلام بر ايشان * ( وَإِمَّا السَّاعَةَ ) * و يا روز قيامت بمشاهدهء انواع خزى و عقاب نكال و گويند كه حتى و ما بعد آن از براى غاية قول كفار است مر مؤمنان را كه ان اى الفريقين خير مقاما و احسن نديا است يعنى اهل كفر اينقول را با اهل اسلام گويند تا وقتى كه مشاهدهء عقوبت دنيا يا نكال آخرت كنند * ( فَسَيَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانند يعنى معاينه به بينند اين را كه * ( مَنْ هُوَ شَرٌّ ) * كيست آن كه او بدتر است از ايندو گروه * ( مَكاناً ) * از روى مكان يعنى عكس آنچه تصور كرده باشند ببينند چه جاى مؤمنان در درجات جنان باشد و مأواى ايشان دركات نيران * ( وَأَضْعَفُ ) * و كيست ضعيفتر * ( جُنْداً ) * از روى سپاه يعنى دوستان و مددكاران چه اهل ايمان را خداى و ملائكه و انبيا يار و مددكار باشند و مشركان را مطلقا يار و هوادار نباشد كقوله تعالى وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ اين جملهء فعليه جواب شرط مذكور است اعنى قوله * ( إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ ) * و جمله محكميست بعد از حتى و قوله شر مكانا و اضعف جندا در مقابل خير مقاما و احسن نديا است و مقابله شر مكانا به خير مقاما ظاهر است و اما تقابل اضعف جندا به احسن نديا جهة آنست كه حسن نادى به اجتماع وجوه قوم است و اعيان ايشان و ظهور شركت و استظهار ايشان پس بر عكس اضعف جندا باشد حاصل كه كفار آنچه اعتقاد كرده باشند كه در آخرت ايشان را باشد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٢