بر خلاف آن بفعل آيد و آنچه تصور كرده باشند كه اهل ايمان را بود بر عكس آن وقوع يابد و قوله * ( وَيَزِيدُ اللَّه الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً ) * عطفست بر شرطيهء محكيه بعد از قول فكان حق سبحانه چون تبيين نمود كه امهال كافر و تمتيع او به جهت دنيا نه به جهت فضل او است اراده نموده كه مبين سازد اين را كه قصور حظ مؤمن از دنيا نه بواسطه نقص او است بلكه خداى تعالى اراده نموده كه بعوض آن بهتر و خوبتر آن را به او رساند كه آن مزيت اهتداى ايشانست كه مثمر سعادت ابديه است و منتج وصول بدرجات سرمدية اخرويه و معنى
آيه آنست كه ميافزايد خدا در دنيا آنان را كه راه يافتهاند بكتاب او راه نمودن ايشان را يعنى آنان كه گرويدهاند به آنچه از قرآن نازل شده حق سبحانه هدايت ايشان را بتصديق هر چيز ديگر كه منزل مىشود زياده مىكند و گويند اينجمله عطفست بر فليمدد كه در معنى خبر است كانه قيل ( من كان فى الضلالة يزيد اللَّه فى ضلالته و يزيد للمقابل له هدايته ) يعنى هر كه در ضلالتست زياده مىگرداند خداى تعالى گمراهى او را از روى خذلان و زياده سازد براى مؤمن كه مقابل ضالست هدايت او را از روى توفيق و لطف و احسان از مقاتل مرويست كه معنى ازدياد آنست كه حقتعالى زياده ميگرداند آنان را كه گرويدهاند بمنسوخ هدايت ايشان را بناسخ و گويند معنى آنست كه حقتعالى ميافزايد هدايت مؤمنان را بمعونت بر طاعت و توفيق در طلب مرضات او يعنى حق تعالى بوسيلة تدبر و تفكر ايشان در دلالات بينات عطا ميفرمايد بايشان الطافى كه مقرب ايشان باشد بحسنات * ( وَالْباقِياتُ الصَّالِحاتُ ) * و عملهاى شايستهء پايدار كه ثمرهء آن ابد الاباد باقى ماند از صلوات خمس يا تسبيحات اربعه يا غير آن از انواع عبادات بر طريقى كه تفصيل آن در سورة الكهف مذكور شد * ( خَيْرٌ ) * بهتر است مر ايشان را * ( عِنْدَ رَبِّكَ ) * نزد پروردگار تو * ( ثَواباً ) * از روى پاداش از نعم ناقصهء فانيهء دنيويه كه كفار به آن مفتخر و نازانند چه مال نعم فانيه حسرت و عذاب اليمست و مال اعمال صالحه ثواب ابدى و نعيم مقيم * ( وَخَيْرٌ مَرَدًّا ) * و بهتر است از روى بازگشت و عاقبت كار خير در اينمقام يا براى مجرد زيادتيست يا بر طريقهء قول عرب كه الصيف احر من الشتاء اى ابلغ فى حره منه فى برده خلاصهء معنى آنست كه اگر كافران را در دنيا مال و جاه است در آخرت خزى و و بال و نكال خواهد بود اما مؤمن هم در دنيا هدايت دارد و هم حمايت در آخرت هم ثواب ابدى خواهد داشت و هم حسن ماب سرمدى در صحيح مسلم و بخارى و غير آن مذكور است كه مسروق روايت كرده كه خباب ابن الارت رضى اللَّه عنه گفت مرا نزد عاص بن وائل سهمى دين بود روزى او را باداى آن تقاضا كردم گفت وام تو را باز ندهم تا بمحمد ( ص ) كافر نشوى خباب ( رض )
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٣