تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
من النار بعد ما صاروا جميعا فحما يعنى گروهى را از دوزخ بيرون آورند پس از آنكه ايشان از سوختگى انگشت شده باشند ابو سعيد اشاره كرد به گوش خود و گفت سمعت رسول اللَّه ( ص ) و الا صمتا شنيدم از رسول خدا ( ص ) و الا هر دو گوش من كر باد كه خلايق در قيامت بر طبقات مختلفه باشند بعضى بىحساب ببهشت روند و آنها پيغمبران باشند و ديگران را حساب كنند پس اگر حسنات بعضى بيش از سيئات باشد آنها را نيز به بهشت برند و اگر حسنات و سيئات مقابل هم باشند حقتعالى بر ايشان نيز رحمت كند و عفو نمايد و ببهشت برد يا آنكه من شفاعت ايشان كنم يا ديگرى از اهل شفاعت و اگر اين هر دو هيچ نبود ايشان را در دوزخ برند و به مقدار سيئات عقوبت بكنند و آن گاه بهشتشان برند و چون ارادهء الهى تعلق گيرد به آنكه ايشان از دوزخ بيرون آيند به مالك امر كند تا هواى دوزخ را صافى كند و از كدورات دود پاك كند منافقان از درك اسفل نگاه كنند مؤمنان را به بينند بر سبيل طعنه ايشان را گويند ا لستم مؤمنين ا لستم مصلين ا لستم صائمين نه شما ايمان آورديد و نماز گذارديد و روزه داشتيد مؤمنان گويند بار خدايا ما را از طعنه دشمنان طاقت طاق شده حق سبحانه جبرئيل را امر كند كه برو و مؤمنان را از دوزخ بيرون آور و جبرئيل بيايد و جماعتى بسيار از دوزخ بيرون آرد ديگر باره باره خطاب كند كه برو و هر كه در دل او مثقال ذرهء ايمان هست كه در جميع عمر خود يك بار لا إله الا اللَّه گفته باشد وى را از آتش دوزخ برهان جبرئيل بيايد و جميع مؤمنان را از دوزخ بيرون آورد و در آنجا نمانند مگر كافران پس مؤمنان را بيارند به چشمه كه آن را عين الحياة گويند و ايشان را گويند كه در اين چشمه خود را بشوئيد ايشان چون در آن چشمه در آيند همه سياهى و تباهى از اعضاى ايشان برود اما نشانه در پيشانى ايشان بماند و در آن نوشته باشد كه ( هم عتقاء اللَّه من النار ) اهل بهشت چون ايشان را ببينند گويند اينهايند كه از دوزخشان بيرون آورده‌اند حقتعالى آن نشانه را نيز ببرد تا مؤمنان خجل و منفعل نشوند از آن و در اخبار آمده كه حق سبحانه هيچكس را از اهل ايمان ببهشت نبرد مگر كه او را اول مطلع نسازد بر دوزخ و آنچه در او است از انواع عذاب و اصناف عقاب عارف شود بتماميت فضل الهى برو و كمال لطف و احسان او سبحانه بر او و موجب مزيت سرور او شود بجنة و نعيم آن و هيچكس را از اهل كفر و طغيان بدوزخ در دنيا مگر آنكه اول او را ببهشت مطلع گرداند و انواع درجات عاليه و صنوف نعم آن را به او نمايد تا موجب حسرت و ندامت او شود و سبب زيادتى عقوبت بعد از آن در صفت اهل كفر ميفرمايد كه * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ ) * و چون خوانده شود بر مشركان * ( آياتُنا ) * آيتهاى ما * ( بَيِّناتٍ ) * در حالتى كه هويدا و روشناند يعنى مترتلات الالفاظ و مبينات المعانى و يا واضحات الاعجاز و ملخصات المقاصد بحسب ذات چون محكمات و به تبيين رسول چون متشابهات * ( قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * گويند آنان كه نگرويدند