من النار بعد ما صاروا جميعا فحما
يعنى گروهى را از دوزخ بيرون آورند پس از آنكه ايشان از سوختگى انگشت شده باشند ابو سعيد اشاره كرد به گوش خود و گفت سمعت رسول اللَّه ( ص ) و الا صمتا شنيدم از رسول خدا ( ص ) و الا هر دو گوش من كر باد كه خلايق در قيامت بر طبقات مختلفه باشند بعضى بىحساب ببهشت روند و آنها پيغمبران باشند و ديگران را حساب كنند پس اگر حسنات بعضى بيش از سيئات باشد آنها را نيز به بهشت برند و اگر حسنات و سيئات مقابل هم باشند حقتعالى بر ايشان نيز رحمت كند و عفو نمايد و ببهشت برد يا آنكه من شفاعت ايشان كنم يا ديگرى از اهل شفاعت و اگر اين هر دو هيچ نبود ايشان را در دوزخ برند و به مقدار سيئات عقوبت بكنند و آن گاه بهشتشان برند و چون ارادهء الهى تعلق گيرد به آنكه ايشان از دوزخ بيرون آيند به مالك امر كند تا هواى دوزخ را صافى كند و از كدورات دود پاك كند منافقان از درك اسفل نگاه كنند مؤمنان را به بينند بر سبيل طعنه ايشان را گويند
ا لستم مؤمنين ا لستم مصلين ا لستم صائمين
نه شما ايمان آورديد و نماز گذارديد و روزه داشتيد مؤمنان گويند بار خدايا ما را از طعنه دشمنان طاقت طاق شده حق سبحانه جبرئيل را امر كند كه برو و مؤمنان را از دوزخ بيرون آور و جبرئيل بيايد و جماعتى بسيار از دوزخ بيرون آرد ديگر باره باره خطاب كند كه برو و هر كه در دل او مثقال ذرهء ايمان هست كه در جميع عمر خود يك بار لا إله الا اللَّه گفته باشد وى را از آتش دوزخ برهان جبرئيل بيايد و جميع مؤمنان را از دوزخ بيرون آورد و در آنجا نمانند مگر كافران پس مؤمنان را بيارند به چشمه كه آن را عين الحياة گويند و ايشان را گويند كه در اين چشمه خود را بشوئيد ايشان چون در آن چشمه در آيند همه سياهى و تباهى از اعضاى ايشان برود اما نشانه در پيشانى ايشان بماند و در آن نوشته باشد كه ( هم عتقاء اللَّه من النار ) اهل بهشت چون ايشان را ببينند گويند اينهايند كه از دوزخشان بيرون آوردهاند حقتعالى آن نشانه را نيز ببرد تا مؤمنان خجل و منفعل نشوند از آن و در اخبار آمده كه حق سبحانه هيچكس را از اهل ايمان ببهشت نبرد مگر كه او را اول مطلع نسازد بر دوزخ و آنچه در او است از انواع عذاب و اصناف عقاب عارف شود بتماميت فضل الهى برو و كمال لطف و احسان او سبحانه بر او و موجب مزيت سرور او شود بجنة و نعيم آن و هيچكس را از اهل كفر و طغيان بدوزخ در دنيا مگر آنكه اول او را ببهشت مطلع گرداند و انواع درجات عاليه و صنوف نعم آن را به او نمايد تا موجب حسرت و ندامت او شود و سبب زيادتى عقوبت بعد از آن در صفت اهل كفر ميفرمايد كه * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ ) * و چون خوانده شود بر مشركان * ( آياتُنا ) * آيتهاى ما * ( بَيِّناتٍ ) * در حالتى كه هويدا و روشناند يعنى مترتلات الالفاظ و مبينات المعانى و يا واضحات الاعجاز و ملخصات المقاصد بحسب ذات چون محكمات و به تبيين رسول چون متشابهات * ( قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * گويند آنان كه نگرويدند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٠