و اين عرفان در آن روز فايده بايشان ندهد و ايقاع ظالمين در موضع ضمير اشعار است به آنكه ايشان ظلم كردند بر نفسهاى خود كه استماع سخن حق نكردند و نديدند آيات ربانى را در حينى كه ايشان را نفع ميداد و به جهت تسجيل بر غفلت ايشان ضلال را متصف ساخت بابانت يعنى غفلت ايشان ضلالتى ظاهر و هويدا بود كه بر هيچكس مخفى نبود ابو مسلم گفته كه آيه مذكوره دالست بر آن كه مراد بآيهء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ عدم تدبر ايشانست به آنچه شنودند و ديدند نه آنكه محمول باشد بر افت ظاهرى كه آن كرى و گنگى و كوريست چه حق سبحانه آيهء * ( لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * را در مقابلهء اسمع بهم و ابصر داشته پس مراد بسمع و بصر هدايت باشد و به صم و بكم و عمى ضلالة بعد از آن بپيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله امر ميفرمايد كه * ( وَأَنْذِرْهُمْ ) * و بيم كن ايشان را يعنى كفار مكه را * ( يَوْمَ الْحَسْرَةِ ) * از روز ندامت كه در او بدكاران متحسر باشند كه چرا بد كرديم و نيكوكاران حسرة خورند كه چرا نيكى بيشتر نكرديم * ( إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ ) * بدل يوم است يعنى انذار كن ايشان را از وقتى
كه ساخته شود كار يعنى در او حساب همهء خلايق كرده شود و حكم صادر گردد كه فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ و يا آنكه ظرف حسرت باشد يعنى از حسرت خوردن در وقتى كه از حساب همه پرداخته شوند و بعضى را به بهشت و بعضى را بدوزخ در آورند و يا در آن وقت كه حكم كرده شود بر اهل جنت و نار يا امر دنيا را منقضى سازند كه اميد رجوع نباشد در آن تا استدراك ما فات نمايند و ميتواند بود كه حسرت از حسر مشتق باشد بمعنى كشف يعنى روزى كه كشف سراير شود كقوله يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ يا از حسر كه بمعنى تحير است يعنى روزى كه حيران و سرگردان باشند و قوله * ( وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ ) * حالست متعلق بقوله فِي ضَلالٍ مُبِينٍ و ما بين آن جمله معترضه است يعنى كفار در گمراهى هويدااند در حالتى كه ايشان در غفلت و و بيخبرىاند از احوال آخرت به جهت اشتغال ايشان بحطام دنيوى و غرور ايشان به آن * ( وَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) * در حالتى كه ايشان نميگروند بآخرت و متعلقات آن و يا آنكه متعلق باشد به انذرهم و بنا بر اينحال متضمن تعليل است و معنى اينكه بيم كن ايشان را در آن حال كه در غفلتند و ايمان نميآرند يعنى بسبب غفلت و عدم ايمان ايشان انذار ايشان كن مسلم در صحيح خود از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه رسول فرموده كه چون روز قيامت شود مردمان از حساب بپردازند حق سبحانه مرگ را به صورت كبش املح كه آن گوسفند سياه سفيد است ممثل سازد و بفرمايد تا آن را در ميان اهل دوزخ و بهشت بدارند و ندا در رسد كه
هل تعرفون الموت
مرگ را ميشناسيد همه گويند هذا هذا مرگ اينست پس بفرمايد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٨