تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
شرع كنايتست از آن كقوله تعالى * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ ) * و قوله * ( أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ ) * و زنا را مس نمى گويند بلكه مكنى به است بفجور و خبث و فحش كما يقال فجر بها و خبث بها و هى فاحشة و غير ذلك پس معنى آنست كه هيچكس بطريق مناكحهء شرعيه با من مباشرت نكرده و مؤيد اين معنى است اينكه بعد از اين گفته كه * ( وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا ) * و نبوده‌ام زناكار و جويندهء فجور تسميه فاجره به بغى جهت آنست كه آن مشتق است از بغيت بمعنى طلب يعنى زنى كه طلب كننده زنا است و يا از بغى بمعنى تجاوز و تعدى يعنى زنى كه در گذشته است از حد شرع بسبب اين عمل قبيح و آن بر وزن فعولست نزد مبرد در اصل بغوى بوده و عدم دخول تاء تانيث در او بجهة آنست كه در فعولى كه بمعنى فاعلست مذكر و مؤنث مساويست و يا به جهت اختصاص بغى به نساء چون حيض ابن جنى گفته كه بغى بر وزن فعيل است زيرا كه اگر فعول بودى بغو گفتندى هم چنان كه ميگويند فهو عن المنكر و اين قول ضعيف است و ركيك زيرا كه در فعيل بمعنى فاعل مذكر و مؤنث مساوى نيست مگر به جهت تشبيه آن بفعولى كه بمعنى مفعول باشد كقوله تعالى إِنَّ رَحْمَتَ اللَّه قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ و اين خلاف ظاهر است و مصروف از حقيقت خود و اينكه گفته كه اگر فعول بودى بغو گفتندى نه بغى غير مستقيم است زيرا كه آن يائى است اگر واوى بودى بر اينطريق بودى مثل فهو شاذ است و قياس نهى است حاصل كه مريم در جواب جبرئيل گفت كه وجود ولد در عادت بيكى از اين دو وجه است و اين هر دو از من مسلوبست پس چگونه مرا فرزند باشد * ( قالَ ) * گفت جبرئيل * ( كَذلِكِ ) * امر همچنين است كه تو گفتى كه هيچكس بنكاح و سفاح تو را مس نكرده است فاما * ( قالَ رَبُّكِ ) * گفت پروردگار تو * ( هُوَ ) * اين كار كه احداث و اعطاى ولد است بىپدر * ( عَلَيَّ هَيِّنٌ ) * بر من آسان است و هيچ صعوبتى و دشوارى ندارد هين بر وزن فعيل است و در اصل هيون بوده مشتق از هون بمعنى سهولت يقال هان اذا سهل و خف و قوله * ( وَلِنَجْعَلَه ) * معطوف است بر تعليل محذوف تقدير اينكه ( لنبين به عليك قدرتنا و لنجعلكم ) يعنى احداث ولد بدون والد بجهة آنست كه تا بان عيان كنيم و آشكارا سازيم بر تو قدرت خود را و تا گردانيم آن را * ( آيَةً لِلنَّاسِ ) * علامتى براى مردمان كه بتدبر در آن كمال قدرت ما را دريابند يا نشانه تو باشد بر نبوت او و دلالت بر برائت مادر او و مثل اينست قوله تعالى خَلَقَ اللَّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ و قوله وَكَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَه و ميتواند بود كه تعليلى باشد مر معلل محذوف را تقدير اينكه * ( وَلِنَجْعَلَه آيَةً لِلنَّاسِ ) * نفعل ذلك يعنى تا بگردانيم او را علامتى براى آدميان به اينكه خلق كنيم او را بى پدر * ( وَرَحْمَةً مِنَّا ) * و تا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 392 | الملا فتح الله الكاشاني