تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
بگردانيم او را سبب بخششى از ما از براى آنان كه به دو مگروند و مهتدى شوند به او * ( وَكانَ ) * و هست آفريدن او بىپدر * ( أَمْراً مَقْضِيًّا ) * كارى محكوم به يعنى مقدر و مقرر شده و مسطور گشته در لوح محفوظ و هر چه حكم الهى تعلق گيرد بوقوع آن البته واقع شود و يا اين امريست كه حقيق و سزاوار است كه متكون و گذارده شود بجهة آنكه آيتى و رحمتيست از خدا بر بندگان و مراد بآيهء عبرت برهانست بر قدرت او بر ترجمهء شرايع و الطاف و آنچه سبب قوة اعتقاد ناشد و توسل بطاعت و عمل صالح پس او حقيق و جدير باشد بتكوين پس اى مريم منقاد و مطيع امر ما باش و متمثل قضاى مبرم ما شو بدانكه در اين آيات دلالتست بر جواز اظهار معجزات بر غير انبيا زيرا كه اين بديهيست كه مريم پيغمبر نبوده و رؤيت ملك بر صورت بشر و بشارت دادن او را و ولادت او بدون وطى و غير آن از آياتى كه حق سبحانه به او كرامت فرموده از اكبر معجزاتست و كسانى كه تجويز نميكنند اظهار معجزات را بر غير پيغمبر در اين اختلاف كرده‌اند جبائى گفته كه اينها معجزات زكريا بوده و بلخى بر آنست كه از معجزات عيسى است بر سبيل ارهاض و تاسيس نبوت او اين هر دو وجه ضعيف و سخيفست و حق آنست كه ظهور معجزات مقصود نيست بر انبيا بلكه از اوليا نيز صادر گشته و مكذب قول جبائى و بلخى است صدور آن از سيدة النساء و ائمهء هدى ( ص ) چنان كه باسانيد صحيحه و اخبار موثقه ثابت گشته و احاديث متواتره مشحونست بر اين از موافق و مخالف القصه چون اين مناظره و مباحثه ميان مريم و جبرئيل واقع شد مريم رضا به قضا داده و خاموش شد جبرئيل نزديك وى آمد و در گريبان او يا آستين يا دهان او بادى بدميد و آن باد بجوف او در آمد * ( فَحَمَلَتْه ) * پس بار گرفت بعيسى ( ع ) از ابن عباس منقولست كه جبرئيل به دو انگشت آستين پيراهن مريم را بگرفت و باد دميد در آن و در همان دم حامله شد و اثر حمل را در خود يافت ابن جريح روايت كرده كه بىآنكه جبرئيل دست او بپيراهن مريم رسد باد در آستين وى دميد از امام محمد باقر ( ع ) و على آبائه و اولاده الكرام مرويست كه جبرئيل گريبان جبه مريم را بدست گرفت و نفخه در آن دميد و در همان ساعت ولد در رحم او به حد كمال رسيد هم چنان كه بچه نه ماهه شده باشد در رحم مادر پس از مغتسل خود بيرون آمد و بجهة گرانى حمل پا را بر زمين ميكشيد و فى الحال مشرف بر وضع حمل شد خالهء وى چون در او نگاه كرد و آن حال را بديد بسيار پريشان و مضطرب گشت مريم به جهت استحيا و شرماندگى از خاله و زكريا و دفع ضرر تهمت مردم از خود از آن منزل بيرون رفت تا در جايى متوارى شود از كلبى مرويست كه مريم را پسر عمى بود يوسف نام مقرر چنان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 393 | الملا فتح الله الكاشاني