تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
آورده كه در بعضى اخبار ديگر آمده كه چون حقتعالى ابليس را از رحمت خود دور گردانيد از پهلوى چپ وى زوجهء وى را كه اوه نام دارد بيافريد و او را بشمار ريگهاى بيابان فرزندانند و از اولاد او يكى مره است و ديگرى لاقيس و يكى ديگر دلهان و در عين المعانى آورده كه لاقيس موسوس طهارتست و دلهان موسوس صلاة و بعضى بر عكس گفته‌اند و احمد غزالى در اربعين آورده كه شيطان مانع نماز است و زنبور يكى از اولاد اوست كه صاحب اسواق است كه بدروغ گويى و كمفروشى و خيانت وسوسه مىكند و يكى ديگر عيور صاحب ارباب زنا است و صبر صاحب مصايب كه به ثبور و نوحه و شق و جيب و لطم خد امر مىكند و مسوط صاحب اراجيف است و راسم كه با خورنده طعامى مىباشد كه او بسم اللَّه نگفته باشد در خوردن با او شريك مىشود و مدهمش موكل علما است كه ايشان را بر هواى مختلفه مىدارد و اسم و او مانع مرد است كه بسراى رود و سلام كند و نام خدا برد در وقت طعام و شعبى گويد روزى حمالى آمد و ثقلى بر دوش بسته از من پرسيد كه ابليس زن دارد من گفتم كه در آن عرس حاضر نبودم ناگاه آيهء * ( أَ فَتَتَّخِذُونَه وَذُرِّيَّتَه أَوْلِياءَ ) * بخواطرم رسيد دانستم كه فرزند بيزن نباشد گفتم بلى زن و فرزندان دارد و هيچ آدمى نباشد مگر كه با او يكى از ايشان باشد كه او را اغوا كند * ( ما أَشْهَدْتُهُمْ ) * حاضر نگردانيدم شيطان و اولاد او را * ( خَلْقَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * بوقت آفرينش آسمان و زمين تا بايشان مشورت كنم يا مددكارى طلبم * ( وَلا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ ) * و نه بوقت آفرينش نفسهاى ايشان اعتقاد جمعى اين بود كه جن بر علوم غيبى اطلاع دارند حقتعالى نفى مىكند اين را و ميگويد كه ايشان در آفرينش آسمان و زمين حاضر نبودند تا غيب آن را دانند و از آفرينش نفسهاى خود نيز بيخبرند پس چگونه ايشان را در عبادت انباز من ميگيريد و در انوار گفته كه حقتعالى به اين آيه نفى احضار ابليس و ذرية او كرده در وقت آفريدن سماوات و ارض تا دلالت كند بر نفى اعتضاد او بايشان در آفريدن اشيا كما صرح به بقوله * ( وَما كُنْتُ ) * و نيستم من * ( مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ ) * فرا گيرندهء گمراه كنندگان كه ابليس و ذرية اويند * ( عَضُداً ) * در حالتى كه ياران و مددكاران من باشند يعنى در خالقيت بىنيازم از يار و مددكار پس اين نفى معتقد كسانيست كه شياطين را شريك خدا ميدانند و بجهة اين عبادت ايشان ميكنند و وضع مضلين در موضع ضمير بجهة ذم ايشانست و استبعاد اعتضاد بايشان و گويند ضمير اشهدتهم راجع بمشركان عربست يعنى كفار عربرا حاضر نگردانيده بودم در وقت آفريدن آسمان ها و زمينها و بعضى از ايشان را شاهد آفريدن بعضى ديگر نساخته بودم بلكه هيچكدام مخلوق
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 349 | الملا فتح الله الكاشاني