تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
* ( كانَ الإِنْسانُ ) * و هست آدمى * ( أَكْثَرَ شَيْءٍ ) * بيشتر از هر چيز كه خدا آفريده است * ( جَدَلًا ) * از روى خصومت باطله يعنى آدمى از همه مخلوقات جدل كننده تر است و خصومت او در كار حق بيشتر ابن عباس فرموده كه مراد نضر بن حارث است كه در قرآن جدال مىنمود يا ابى ابن خلف كه در امر بعث و حشر خصومت ميكرد و يا مراد مطلق اهل جدال و عنادند * ( وَما مَنَعَ النَّاسَ ) * و منع نكرد اهل مكه را و باز نداشت * ( أَنْ يُؤْمِنُوا ) * از آنكه بگروند و تصديق كنند * ( إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى ) * وقتى كه آمد بديشان راه نمايندهء به حق كه محمد ( ص ) است يا قرآن * ( وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ ) * و منع نكرد ايشان را از آنكه استغفار كنند از گناهان و آمرزش طلبند از آفريدگار خود از ايمان بوى * ( إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ ) * مگر آنكه طلب يا انتظار آنكه بيايد بديشان * ( سُنَّةُ الأَوَّلِينَ ) * عادت خدا در هلاك كردن پيشينيان در دنيا * ( أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ ) * يا بيايد بديشان عذاب آخرت * ( قُبُلًا ) * روى با روى و معاينه بعد از آن جهت ازاحه علت و اظهار حجة ميفرمايد كه * ( وَما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ ) * و نفرستاديم ما فرستادگان را * ( إِلَّا مُبَشِّرِينَ ) * مگر در حالتى كه مژده دهندگان بودند مر اهل ايمان را بنوال دائمى * ( وَمُنْذِرِينَ ) * و بيم كنندگان مشركان را بنكال سرمدى * ( وَيُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و مجادله ميكنند آنان كه كافر شدند * ( بِالْباطِلِ ) * به بيهوده كه آن اقتراح آياتست بعد از ظهور معجزات و يا نسبت سحر و شعر و كهانة به آن دادند * ( لِيُدْحِضُوا ) * تا زايل گردانند از مقر خود و باطل سازند * ( بِه ) * به آن جدال * ( الْحَقَّ ) * سخن حق و درست را كه قرآنست يا دين قويم محمدى ( ص ) يعنى غرض ايشان از جدال آنست كه حق را بپوشانند و باطل را آشكارا سازند و اگر چه بر آن قدرت ندارند * ( وَاتَّخَذُوا آياتِي ) * و فرا گرفتند آيتهاى كتاب يا دلايل قدرت مرا * ( وَما أُنْذِرُوا ) * و آن چيزى را كه بيم كرده شده‌اند به آن از قيامت و عذاب يعنى قرآن و مواعيد اخرويه را گرفتند * ( هُزُواً ) * افسون كرده شده به آن * ( وَمَنْ أَظْلَمُ ) * و كيست ستمكارتر * ( مِمَّنْ ذُكِّرَ ) * از كسى كه پند داده مىشود * ( بِآياتِ رَبِّه ) * بآيتهاى پروردگار او كه قرآنست * ( فَأَعْرَضَ عَنْها ) * پس روى بتابد از آن و قبول نكند * ( وَنَسِيَ ) * و فراموش كند * ( ما قَدَّمَتْ يَداه ) * عاقبت آن عملها كه از پيش فرستاده است هر دو دست او يعنى از كفر و معاصى يعنى هم چنان كه كسى چيزى را فراموش كند و بخاطر نيارد وى در آن تفكر نكند و در عواقب آن انديشه ننمايد