تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
آمده در خبر است كه روز قيامت چون اسرافيل صور در دمد كوه ها به امر خدا برفتن آيند و باد در آيد و كوه ها را در هوا پراكنده سازد چون پشم زده كقوله تعالى وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ * ( وَحَشَرْناهُمْ ) * و حشر كنيم همه را يعنى جمع سازيم در موقف ذكر حشر به صورت ماضى بعد از نسير به صورت مستقبل بجهة تحقق حشر است و يا دلالت بر آنكه حشر ايشان قبل از نسير باشد تا آن را معاينه ببينند * ( فَلَمْ نُغادِرْ ) * پس فرو نگذاريم و ترك نكنيم * ( مِنْهُمْ أَحَداً ) * يكى را از ايشان حشرنا كرده و منه الغدر به ترك الوفا و الغدير لما غادره السيل عُرِضُوا و عرضكرده شوندلى رَبِّكَ بر حساب آفريدگار توفًّا در حالتى كه ايستاده وصف كشيده باشند كه هيچ كس حاجب ديگرى نشود و حقتعالى گويد كه قَدْ جِئْتُمُونا هر آينه آمديد بما برهنه و تنها بىخدم و حشم و مال و منالما خَلَقْناكُمْ هم چنان كه آفريده بوديم شما راوَّلَ مَرَّةٍ اول بار كه هيچ چيز نداشتيد و برهنه بوديد و در حديث آمده كه يحشر الناس يوم القيمة عراة و حفاة و عزلا مرويست كه چون عايشه اين حديث از پيغمبر ( ص ) بشنيد گفت يا رسول اللَّه زنان نيز برهنه باشند فرمود آرى گفت ( واسواتاه ) حضرت فرمود روز قيامت همه از هول قيامت چنان به خود گرفتار باشند كه به يكديگر نپردازند كه لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه لْ زَعَمْتُمْ براى خروج است از قصه بقصهء ديگر و خطاب خاص است بمنكران بعث يعنى نه چنانست كه شما گمان برديد و پنداشتيدلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ آنكه نسازيم براى شماوْعِداً وقتى براى انجاز وعده يا مكانى كه موعود بود براى محاسبه * ( وَوُضِعَ الْكِتابُ ) * و نهاده شود نوشته هاى اعمال در دستهاى راست و چپ اهل حشر با كتابهاى كردار ايشان در ميزان و گويند اين كنايه است از وضع حساب * ( فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ ) * پس بينى گناه كاران را * ( مُشْفِقِينَ ) * در حالتى كه ترسايان و اعراض كنندگان باشند * ( مِمَّا فِيه ) * از آنچه در كتاب ايشان باشد از گناهان فراموش كرده يعنى چون خود بر آن مطلع گردند خوف بر ايشان مستولى گردد * ( وَيَقُولُونَ ) * و گويند بر وجه تعجب از شأمة آن نامه * ( يا وَيْلَتَنا ) * ايواى بر ما * ( ما لِهذَا الْكِتابِ ) * چه بوده است اين نامه را كه مطلقا * ( لا يُغادِرُ ) * فرو نگذاشته است * ( صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً ) * گناهان خورد و بزرگ را * ( إِلَّا أَحْصاها ) * مگر كه شمرده است همه آنها را و ضبط كرده و نگاه داشته * ( وَوَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً ) * و بيابند آنچه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 347 | الملا فتح الله الكاشاني