تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
ايشان كلب ايشان و اهل اسلام گفتند كه هفت تن بودند هشتم ايشان سگ ايشان عبد المسيح كه اينقول بشنيد گفت ظاهر آنست كه قول اهل اسلام صحيح باشد و حقتعالى هم چنان كه اشاره ببطلان هر دو قول اول كرد بقوله رجما بالغيب ايماء بصدق قول مسلمانان كرد بقوله * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ) * آفريدگار من داناتر است بشمار ايشان * ( ما يَعْلَمُهُمْ ) * نمىداند شمار ايشان * ( إِلَّا قَلِيلٌ ) * مگر اندكى از آدميان كه پيغمبر ( ص ) است و اصحاب او در كشاف گفته كه رجما بالغيب بعد از هر دو قول اول و ذكر * ( قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ) * دالست بر بطلان هر دو قول اول و صدق قول ثالث و عدم ايراد قول رابع در اين محل دليلست بر انحصار اقوال طوايف در اقوال ثلاثه و اصل نيز نافى آنست و واو داخله در جمله ثالثه و اويست كه داخل مىشود بر جمله كه صفت نكرده باشد هم چنان كه داخل مىشود بر جمله كه حال باشد از معرفت كقولك جاءني رجل و معه اخر و مررت بزيد و فى يده سيف و منه قوله تعالى وَما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَها كِتابٌ مَعْلُومٌ و فايده اين واو توكيد لصوق صفت است بموصوف و دلالت بر آنكه اتصاف موصوف بصفت امريست ثابت و مستقر و چون قول ثالث بر وجه ثبات علم و طمانينه نفس واقع شده نه يظن و گمان از اين جهت اين واو در آن واقع شده و در اول و ثانى واقع نگشته از ابن عباس نقلست كه ( انا من ذلك القليل ) و از امير المؤمنين ( ع ) منقولست كه اصحاب كهف هشت تن بودند و اسماء اين است كه تمليخا و مكشلينا و مشلينيا اينها اصحاب دست راست پادشاه آن عصر بودند مرنوش و برنوش و شادنوش و اينها اصحاب دست چپ او بودند و هفتم مرطونس كه راعى بود و اسم كلب قطمير و روايات ديگر در اسامى ايشان هست اما به صحت نرسيده و گويند اقوال ثلاثه از آن اهل كتابست و مراد بقليل بعضى از اهل كتابند كه از روى علم خبر مىدادند بعدد اصحاب كهف و اين قوليست مرجوح و از ابن عباس نقلست كه هر كه نامهاى اصحاب كهف را با خود داشته باشد از خوف و ترس ايمن گردد و اگر در جايى آتش افتاده باشد اين نامها را در خرقه نويسند و در آن آتش اندازند باذن حق تعالى آتش فرو نشيند و اگر اطفال در گهواره گريه كنند و آرام نيابند بنويسند و در زير سر ايشان بنهند آرام يابند و اگر بر چوب پاره بنويسند و در ميان زرع نصب كنند آن زراعت از آفات محفوظ ماند اگر كسى خواهد نزد پادشاهى رود بنويسد و بر ران راست بندد پادشاه او را گرامى دارد و از براى رفع تب سه روزه و صداع و حصول غنا و جاه نيز بر ران راست بندد و از براى عسر ولادت بر ران چپ بندند دشوارى بر آن آسان گردد و ركوب در كشتى و نجات از قتل همچنين بران چپ بندد خلاصى يابند بفرمان حقتعالى بعد از بيان تعداد اصحاب كهف ميفرمايد كه چون بطريق وحى بر تو واضح شده كه اصحاب كهف چند