تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مخالفت قول و فعل و منكر شركست يا آنچه عقل او را منكر بود يا در شرع وجهى نداشته باشد يا هر چه بر آن وعيدى من عند اللَّه مقرر بود يا آنچه خداى را بخشم آورد يا اصرار بر گناه و بغى ظلمست يا كبر يا تعظم و تطاول بىسببى يا تجسس عيوب مردمان يا غيبت ايشان يا طعن بر مؤمنان يا تجاوز از حق بباطل در لطايف التقرير در تفسير اين آيه آورده كه استقامت ملك بسه چيز مامور به است و اضطراب آن هم بسه چيز منهى عنه و هر يك از آنها ثمره عدل ظفر و نصرتست و نتيجهء احسان ثنا و مدح است و فايده صله رحم انس و الفت و اما نتيجه فحشا فساد دين و دنيا است و ثمره منكر بر انگيختن اعدا و حاصل بغى محروم ماندن از منتهى و در فصول فرمود كه عدل توحيد است و محبت حقتعالى و احسان دوستى پيغمبر و فرستادن صلوات بر او * ( وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى ) * محبت اهل بيت عليهم السلام است و در وسيط گفته كه عدل در افعالست و احسان در اقوال پس نبايد كرد مگر آنچه صفت عدل بر آن صادق آيد و نبايد گفت مگر آنچه اسم احسان به روى راست بود و سلمى در حقايق ذكر كرده كه فحشا كذب و بهتانست و هر زشتى كه در اقوال بود و منكر ارتكاب معاصيست و هر بدى كه در افعال باشد و در بحر الحقايق گفته كه عدل آنست كه هر چه به تو داده‌اند از آلات جسمانى و قواى روحانى و علوم و اموال دنيوى همه در طلب حق صرف كنى كه صرف آنها در طلب غير ظلم است و احسان آنكه هر نوع نيكويى كه توانى قولا و فعلا بجاى آرى و ايتاء ذى القربى آنكه با نزديكان نيكى كنى و نزديكتر همه به تو نفس تو است او را از مهالك هوا باز دارى و فحشا چيزيست كه تو را از خدا باز دارد و منكر آنكه ضلال و بدعت بر او مترتب شود و بغى هم صورت صفات نفسانى است آن را به قوت رياضت ببايد شكست تا قواعد سلوك درستى يابد زيرا كه به حكم ( اعدا عدوك اللتى بين جنبيك ) بدترين اعدا نفس است * ( وَأَوْفُوا ) * و وفا كنيد * ( بِعَهْدِ اللَّه ) * به پيمان خداى * ( إِذا عاهَدْتُمْ ) * چون عهد بستيد مراد عهد الست است يا عهود كه ميان مردمان مىباشد نزد بعضى نزول اين آيه در ميان جمعى است كه با حضرت رسالت ( ص ) در مكه عهد بسته و بواسطه غلبه قريش و ضعف مسلمانان جزع و اضطراب در ايشان پديد آمد شيطان خواست كه ايشان را بفريبد تا نقض عهد پيغمبر كنند حقتعالى بدين آيه ايشان را بر منهج وفا ثابت قدم گردانيد و فرمود كه عهد بوفا كنيد * ( وَلا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ ) * و مشكنيد سوگندها را يعنى پيمان را * ( بَعْدَ تَوْكِيدِها ) * پس از استوارى آنها بسوگند به خدا * ( وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّه ) * و حال آنكه گردانيده‌ايد حضرت عزت را * ( عَلَيْكُمْ ) * بر پيمانهاى خود * ( كَفِيلًا ) * گواه * ( إِنَّ اللَّه يَعْلَمُ ) * بدرستى كه خدا ميداند * ( ما تَفْعَلُونَ ) * آنچه ميكنيد از نقض عهد و سوگند و در كنز آورده كه عهد اينجا اعم از آنست كه به نذر
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 217 | الملا فتح الله الكاشاني