تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
است قرار گيرد و ميفرمايد كه * ( إِنَّ اللَّه يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ ) * بدرستى كه خدا ميفرمايد براستى يعنى در همه چيز خواه در اعتقاد چون توحيد كه متوسط است ميان تعطيل و تشريك و فعل كه آن متوسط است ميان جبر و قدر عمل يعنى تعبد به اداء واجب كه متوسط است ميان بطالت و ترهب و خواه در اخلاق چون جود كه متوسط است ميان بخل و تبذير و شجاعت كه متوسط است ميان جبن و تهور * ( وَالإِحْسانِ ) * و ميفرمايد بنيكويى كردن در طاعات بحسب كميت چون تطوع بنوافل و يا به حسب كيفيت چنان كه كلام سيد انام عليه الصلاة و السلام كه الاحسان ان تعبد اللَّه كانك تراه فان لم تكن تراه فانه تراك از آن خبر ميدهد از عبد اللَّه عباس مرويست كه عدل اينجا توحيد است و احسان اداء فرائض و بروايت ديگر عدل گفتار لا إله الا اللَّه است و احسان اخلاص بجاى آوردن و يا عدل در افعال است و احسان در اقوال يعنى در فعل عادل باشند و در قول محسن يا عدل انصاف است و انتصاف و احسان انصافست بدون انتصاف * ( وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى ) * و ديگر امر مىكند بعطاء دادن خويشاوندان نزديك و رسانيدن بايشان آنچه بدان محتاج باشند اين تخصيص بعد از تعميم است جهت مبالغه و از ابو جعفر ( ع ) مرويست كه مراد قرابت رسولست ( ص ) حقتعالى در آيه كريمه فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى براى ايشان خمس مفروض ساخته بر بندگان ( و ينهى عن المنكر ) و نهى مىكند شما را از عمل زشت كه افراط است و اصرار در متابعت قوت شهوانى چون زنا و لواطه كه اقبح احوال انسانست و اشنع آن * ( الْمُنْكَرِ ) * و از فعلى كه انكار آن كنند بر مباشر آن در اجراى قوت غضبى در غير موقع آن چون قتل انفس و غصب اموال * ( وَالْبَغْيِ ) * و از ستمكارى يعنى صفت شيطنت كه مقتضاى قوت و هميت مانند استعلا و استيلا بر مردمان و تبختر و تكبر بر ايشان ابن عباس فرموده كه مراد بفحشاء زنا است و بمنكر آنچه در شريعت اسلام نشناسند و جايز نباشد عمل به آن و بغى كبر و ظلم از سفيان بن عيينه نقلست كه عدل استوا سريره است و علانيه و احسان آنكه سريره احسن از علانيه باشد و فحشا و منكرانست كه علانيه احسن باشد از سريره و در مجمع آورده به جمع ميان اوصاف ثلثه در نهى با آنكه هر يك منكر و فاحش است و ظلم به جهت تفصيل آن چيزيست كه منهى عنه است زيرا كه فحشا گاهست كه انسان در نفس خود مىكند از فعل قبيح و اظهار آن نميكند و منكر هر چيزى است كه ظاهر سازد بر مردمان از آنچه واجب شد بر ايشان انكار آن و بغى ظلم بر غير است بر وجه تطاول * ( يَعِظُكُمْ ) * پند ميدهد خدا شما را بامر و نهى و تميز ميان خير و شر * ( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * شايد كه پند گيريد و بر مأمورات اقدام نمائيد و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 215 | الملا فتح الله الكاشاني