عباس فرموده كه معنى آنست كه اى اهل مكه ميدانيد كه منعم اين نعم مذكوره او سبحانه است نه غير او پس تصديق بوحدانيت او كنيد و او را بيگانگى بپرستيد * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * پس اگر برگردند و اعراض كنند از اسلام * ( فَإِنَّما عَلَيْكَ ) * پس جز اين نيست كه بر تست اى محمد ( ص ) * ( الْبَلاغُ الْمُبِينُ ) * رسانيدن پيغام آشكارا و چون تو پيغام بديشان رسانيده باشى اعراض ايشان ترا زيان ندارد اينكلام از قبيل اقامت سبب است در مقام مسبب يعنى اگر از تو اعراض نمايند ضررى به تو نرسد زيرا كه بر تو همين تبليغ است و تو آن را رسانيده * ( يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّه ) * ميشناسند مشركان نعمت خداى را كه شمرده شده برايشان و معترفند كه همه اينها از اوست * ( ثُمَّ يُنْكِرُونَها ) * پس انكار ميكنند آن را بپرستش غير منعم يا ميگويند كه اين نعمت او داده اما بشفاعت بتان يا در وقت سختى ميشناسند و در حال آسانى منكر ميشوند يا به زبان عارفند و بدل منكر و گويند مراد از نعمت حضرت رسالت است ( ص ) كه حقيقة وى را بمعجزات بينه ميشناسند و بعناد انكار او ميكنند و معنى ثم استبعاد انكار است بعد از معرفت * ( وَأَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ ) * و بيشتر ايشان جاحدند از روى عناد و ذكر اكثر با آنكه همه كافر بودند به جهت آنست كه بعضى از ايشان حق را نميشناختند به جهت نقصان عقل يا تفريط در نظر و يا
عدم قيام حجت برايشان زيرا كه به حد تكليف نرسيده بودند و يا آنكه اكثر در مقام كل واقع شده مانند قوله بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ * ( وَيَوْمَ نَبْعَثُ ) * و ياد كن روزى را كه برانگيزيم در آن * ( مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ ) * از ميان هر گروهى * ( شَهِيداً ) * گواهى بر ايمان و كفر ايشان مراد پيغمبران امتست * ( ثُمَّ لا يُؤْذَنُ ) * پس بعد از اقامة شهادت انبياء بر امم خود دستورى ندهند * ( لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * مر آنان را كه كافر شدند در عذرخواهى يا در رجوع به دنيا و فايده اقامت شهادت انبياء با وجود علم حقتعالى به احوال ايشان شدت هولست در نفس ايشان نزد جميع انام ذكر ثم به جهت زيادتى آن چيز است كه ايشان را فرو گيرد از شدت منع از اعتذار و اقناط كلى از آنچه تمنا داشته باشند به آن از شفاعت بتان يا شهادت انبيا براى ايشان يعنى بالكليه نادم شوند از رستگارى و رشته اميد را از آن قطع كنند * ( وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ) * و ايشان مطالب نشوند باسترضاء اشتقاق آن از عتبى است بمعنى رضا يعنى نگويند كه شما خوشنود سازيد خداى را به اين وجه كه عملى كنيد كه خدا از شما خوشنود گردد زيرا كه آخرت سراى تكليف نيست بر خلاف معتقد نجار كه قائلست بر آنكه آخرت نيز سراى تكليفست و ماتريدى گفته كه ايشان را دستور اعتذار ندهند و اگر عذر خواهند از ايشان نپذيرند * ( وَإِذا رَأَى ) * و ياد كن چون ببينند
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢١٢