تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
كجااند آن بتانى را كه شريك من ميدانستند * ( الَّذِينَ كُنْتُمْ ) * شريكانى كه بوديد شما كه از روى ستيزه * ( تُشَاقُّونَ ) * خلاف ميكردند با پيغمبر ( ص ) و مؤمنان * ( فِيهِمْ ) * در شان ايشان * ( قالَ الَّذِينَ ) * گويند آنان كه * ( أُوتُوا الْعِلْمَ ) * داده شده‌اند علم را يعنى اهل علم از انبيا و ملائكه يا دانايانى كه خلق را بتوحيد ميخواندند گويند * ( إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ ) * بدرستى كه خوارى و رسوايى در اينروز * ( وَالسُّوءَ ) * و بدى عذاب * ( عَلَى الْكافِرِينَ ) * بر كافرانست و فايده اين قول ايشان اظهار شماتت و زيادتى اهانت است و حكايت آن براى لطفست مر شنوندگان را در دنيا * ( الَّذِينَ ) * صفت كافرانست يعنى ناگروندگان انانند كه * ( تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ) * به تمام فرا ميگيرند فرشتگان ايشان را يعنى اعوان ملك الموت ارواح ايشان قبض ميكنند * ( ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ ) * در حالتى كه ايشان ستمكارانند بر نفسهاى خود بكفر و چون مرگ را ديدند * ( فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ) * پس در انداختند صلح را و گردن نهادند و اقرار كردند بربوبيت و وحدانيت حق و گفتند كه * ( ما كُنَّا نَعْمَلُ ) * نبوديم كه عمل كنيم * ( مِنْ سُوءٍ ) * هيچ بدى از كفر و ظلم يعنى منكر شرك و معصيت شوند ملائكه جواب دهند ايشان را * ( بَلى ) * آرى كافر بوديد و معصيت كرديد * ( إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ ) * بدرستى كه خدا دانا است * ( بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * بدانچه بوديد كه عمل ميكرديد و بر آن شما را پاداشى خواهد بود و پاداش ايشان آنست كه گويند * ( فَادْخُلُوا ) * پس در آئيد * ( أَبْوابَ جَهَنَّمَ ) * بدرهاى دوزخ يا بدركاتى كه آماده است براى شما * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويد باشيد در او * ( فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ) * پس بد مقامى و آرامگاهى است متكبران را دوزخ و بعد از ذكر اقوال مشركان بيان اقوال مؤمنان ميفرمايد بقوله * ( وَقِيلَ ) * و گفته مىشود يعنى هر گاه گويند * ( لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ) * مر آنان را كه پرهيز كردند از شرك يعنى مؤمنان * ( ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ ) * چه چيز فرستاده پروردگار شما * ( قالُوا خَيْراً ) * گفتند فرستاده است نيكويى را مراد قرآنست كه جامع جميع خيرات و مستجمع جميع حسنات و بركاتست و نيكوئيهاى دنيا و دنيوى و خوبىهاى صورى و معنوى ناشى از او يعنى چون مؤمنان را از حال قرآن پرسند ايشان معترف بانزال آن شده گويند كه مجمع خيراتست كه آن احكام حلال و حرام و اوامر و نواهى است بر خلاف اهل كفر كه ميگفتند كه اساطير الاولين است و مرويست كه احياى عرب در موسم كسانى فرستادند به مكه تا خبر حضرت پيغمبر ( ص ) تحقيق كرده بديشان