تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
آيد كقوله وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ * ( وَيَأْتِيه الْمَوْتُ ) * و بيايد به دو آلام و شدايد مرگ * ( مِنْ كُلِّ مَكانٍ ) * از هر جانبى از جوانب او يعنى احاطه كرده باشد به همه اطراف او اسباب عذاب و شدايد عقاب و يا از هر موضعى از بدن او و يا آنكه از بيخ مويها و انگشتان و در مجمع از پيغمبر ( ص ) نقل كرده كه هر كه شرب خمر كند چهل روز نماز او مقبول نشود و اگر بميرد و در شكم او خمر باشد بر حقتعالى واجب شود كه او را از صديد اهل دوزخ و آنچه از فروج زناة بيرون مىآيد به او آشامند پس شدايد موت بر او نازل شود * ( وَما هُوَ بِمَيِّتٍ ) * و نباشد او مرده يعنى مردنى كه به آن بياسايد و از اين عذاب خلاص شود و در عين المعانى آورده كه روح او در حنجره او مانده باشد نه بيرون آيد تا او بميرد و نه بتن باز گردد تا زنده باشد بلكه به حكم لا يَمُوتُ فِيها وَلا يَحْيى ميان مردگى و زندگى باشد و گويند مراد آنست كه هر گاه بميرد باز او را زنده گردانند كه كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ * ( وَمِنْ وَرائِه ) * و در پس او است با وجود چنين محنتى * ( عَذابٌ غَلِيظٌ ) * عذابى سخت يعنى از آن بدتر و آن چنان باشد كه در هر وقت عذاب او سختتر از عذابى شود كه قبل از آن به اين معذب بوده باشد و يا آنكه مراد به آن خلود او است در دوزخ و يا حبس انفاس و گويند اين آيه منقطع است از قصه رسل و نازل شد در اهل مكه يعنى كفار مكه طلب فتح كردند كه آن باران باشد در سالهاى قحط كه به جهت دعاء پيغمبر بر ايشان نازل شده بود حقتعالى ايشان را از آن خائب گردانيد و باران بر ايشان نبارانيد و وعيد ايشان فرمود كه در جهنم آب صديد را بديشان خورانند بدل آب بارانى كه ميطلبند و قوله * ( مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * مبتداى خبر محذوفست اى مما يتلى عليك صفتهم التي هى مثل فى الغرابة يعنى از آنچه بر تو خوانده مىشود صفة غريبه آنان است كه كافر شدند * ( بِرَبِّهِمْ ) * بآفريدگار خود و آن صفة غريبه اينست كه * ( أَعْمالُهُمْ ) * و ميتواند بود كه مثلهم مبتدا باشد و اعمالم خبر و يا اعمالهم بدل مثل باشد يعنى مثل كردارهاى ايشان * ( كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ ) * همچه خاكستريست كه سخت بگذرد * ( بِه الرِّيحُ ) * به دو باد * ( فِي يَوْمٍ عاصِفٍ ) * در روزى كه سخت باشد باران عصوف اشتداد باد است و زمان را به آن وصف كردن غاية مبالغه است و ملخص معنى آنست كه عملهاى كافران كه در صورت خير مينمايد چون صله رحم و آزاد كردن بنده و اكرام مهمان و امثال آن از تصدقات مانند تودهء خاكستر است كه بادى سخت بر آن وزد و به هوا برده در اطراف پراكنده سازد و هيچ كس بر جمع كردن آن قادر نباشد و از آن نفع نگيرد